profile - دانشکده دامپزشکی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه دامپزشکی
پردیس دانشگاه
مریم رهروانی
استادیار / دامپزشکی / گروه علوم درمانگاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| عملی اصول معاینه دام های بزرگ | 2 | هرهفته، شنبه ، 14:30-15:30، هرهفته، دوشنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| عملی اصول معاینه دام های بزرگ | 2 | هرهفته، شنبه ، 15:30-17:00، هرهفته، دوشنبه ، 17:00-18:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| عملی اصول معاینه دام های بزرگ | 2 | هرهفته، شنبه ، 17:00-18:30، هرهفته، دوشنبه ، 15:30-17:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| بیماریهای داخلی دام های بزرگ (1) | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| مسمومیت دام های بزرگ | 1 | هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 10:00-11:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-15:30، هرهفته، چهارشنبه ، 11:30-13:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ (1) | 1 | هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:00، هرهفته، يك شنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
| کارورزی طب بالینی دام های بزرگ 2 | 1 | هرهفته، پنج شنبه ، 15:30-17:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1405-1406 |
رساله های دکتری
-
ردیابی انگل خونی تیلریا به روش مولکولی PCR و یافته های بالینی ناشی از آن در نشخوارکنندگان کوچک آلوده به کنه در استان کرمانشاه
امیر جلیلیان 1405تیلریوز یکی از بیماریهای مهم منتقله توسط کنه در نشخوارکنندگان کوچک است که میتواند اثرات بالینی و اقتصادی قابلتوجهی در جمعیت گوسفند و بز ایجاد کند. در میان گونههای تیلریا، تیلریا اویس عامل عفونی شایعی در نشخوارکنندگان کوچک است و بسیاری از عفونتها ممکن است تحتبالینی باقی بمانند. با توجه به اهمیت اپیدمیولوژیک این انگل و نقش کنهها در انتقال آن، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع عفونت تیلریا اویس و بررسی ارتباط آن با برخی ویژگیهای میزبان، یافتههای بالینی، موقعیت جغرافیایی و گونههای کنه در استان کرمانشاه، غرب ایران، انجام شد.در این مطالعه مقطعی، ??? راس گوسفند و بز آلوده به کنه از هشت شهرستان استان کرمانشاه شامل کرمانشاه، سرپلذهاب، جوانرود، سنقر، کنگاور، گیلانغرب، اسلامآباد غرب و ثلاث باباجانی، از اردیبهشت تا شهریور ???? بررسی شدند. نمونههای خون با روش واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) برای شناسایی DNA تیلریا و سپس تعیین گونه انگل بررسی شدند. اطلاعات مربوط به گونه دام، سن، جنس، سابقه سقط و پارامترهای بالینی شامل تعداد ضربان قلب، تعداد تنفس، دمای مقعدی و رنگ مخاطات ثبت شد. کنههای جمعآوریشده از دامها از نظر ریختشناسی شناسایی شدند و ارتباط بین وضعیت عفونت و متغیرهای مورد بررسی ارزیابی شد.از میان ??? دام بررسیشده، ??? راس (??/? درصد) از نظر عفونت تیلریا مثبت بودند. تمام نمونههای PCR مثبت در این مطالعه بهعنوان تیلریا اویس شناسایی شدند. ارتباط معنیداری بین وضعیت عفونت با گونه دام، سن یا جنس مشاهده نشد. در مقابل، تعداد ضربان قلب ارتباط معنیداری با وضعیت عفونت داشت و این ارتباط در تحلیل چندمتغیره نیز معنیدار باقی ماند. دمای مقعدی و محل نمونهگیری نیز در مدل نهایی چندمتغیره با وضعیت عفونت ارتباط داشتند. در مجموع ??? کنه شناسایی شد که جنس ریپیسفالوس بیشترین فراوانی را داشت. با وجود همزمانی شیوع بالای تیلریا اویس با حضور گونههای متنوع کنه، یافتهها بهتنهایی برای اثبات نقش یک گونه خاص کنه بهعنوان ناقل توانمند انگل کافی نبود.در مجموع، شیوع بالای تیلریا اویس در نشخوارکنندگان کوچک آلوده به کنه، اهمیت اپیدمیولوژیک این انگل را در استان کرمانشاه نشان میدهد. ارتباط مشاهدهشده بین وضعیت عفونت با برخی متغیرهای بالینی و جغرافیایی نیز بیانگر ناهمگونی در توزیع عفونت است. با این حال، با توجه به طراحی مقطعی مطالعه و عدم بررسی مولکولی کنههای منفرد، انجام مطالعات طولی، فصلی و انتقالی برای شناسایی ناقلین توانمند و روشنسازی عوامل موثر بر انتقال تیلریا اویس ضروری است.واژههای کلیدی: تیلریا اویس، تیلریوز، گوسفند، بز، کنه، PCR، کرمانشاه
-
مطالعه ی یافته های بالینی و شیوع انگل خونی بابزیا به روش PCR در نشخوار کنندگان کوچک آلوده به کنه در استان کرمانشاه
سینا رحیمی 1405زمینه و هدف: بابزیوزیس یکی از مهمترین بیماریهای تکیاختهای منتقله از کنه در نشخوارکنندگان کوچک است که خسارات اقتصادی قابلتوجهی به صنعت دامپروری وارد میکند. استان کرمانشاه با اقلیم مناسب و تنوع کنهها، مستعد شیوع این بیماری است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع مولکولی بابزیا و ارتباط آن با یافتههای بالینی در نشخوارکنندگان کوچک آلوده به کنه در استان کرمانشاه انجام شد. روش کار: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، از ??? راس گوسفند و بز (??? گوسفند و ?? بز) در هشت شهرستان استان کرمانشاه از اردیبهشت تا شهریور ???? نمونهگیری شد. از هر دام دو کنه جمعآوری و پس از شفافسازی با هیدروکسید پتاسیم، با کلیدهای تشخیصی شناسایی شدند. نمونههای خون در EDTA جمعآوری و DNA استخراج شد. شناسایی جنس بابزیا با PCR با پرایمرهای عمومی (Bcommon-F/R) و تعیین گونه بابزیا اویس با PCR اختصاصی (Bbo-F/R) و بابزیا موتاسی با semi-nested PCR انجام شد. یافتههای بالینی شامل دمای مقعدی، تعداد ضربان قلب، تعداد تنفس، رنگ مخاط، رنگ ادرار و سابقه سقط ثبت شد. نتایج: از ??? نمونه خون، ?? نمونه (?/??%) از نظر بابزیا مثبت بودند که همه آنها بابزیا اویس تشخیص داده شدند. هیچ موردی از بابزیا موتاسی یافت نشد. در تحلیل تکمتغیره، ارتباط معنیداری بین آلودگی به بابزیا و تعداد تنفس، دمای بدن، رنگ مخاط و رنگ ادرار مشاهده شد (P<0.05). ارتباط معنیداری با گونه دام، جنس، نژاد، منطقه جغرافیایی، تعداد ضربان قلب و سابقه سقط یافت نشد. از ??? کنه جمعآوریشده، بیشترین فراوانی مربوط به رپیسفالوس بورسا (??/?%)، رپیسفالوس سانگوئینوس (??/?%) و رپیسفالوس تورانیکوس (??/?%) بود. نتیجهگیری: شیوع بابزیا اویس در نشخوارکنندگان کوچک استان کرمانشاه ?/??% است. وجود علائم بالینی نظیر افزایش تعداد تنفس، تب، تغییر رنگ مخاط و ادرار میتواند در تشخیص بالینی کمککننده باشد، اما تایید نهایی نیازمند روشهای مولکولی است. با توجه به حضور ناقلین، پایش مستمر و کنترل کنهها ضروری است. کلید واژه: بابزیا، انگل خونی، بیماری منتقله توسط کنه، نشخوارکنندگان کوچک، PCR، استان کرمانشاه
-
ردیابی انگل خونی آناپلاسما به روش مولکولی PCRو یافته های بالینی ناشی از آن در نشخوارکنندگان کوچک آلوده به کنه در استان کرمانشاه
پویا ازادی مقدم 1405Abstract Background and Objective: Anaplasmosis is one of the important tick-borne diseases of small ruminants and can cause clinical and economic losses in livestock herds. Considering the importance of this disease and the role of ticks in the transmission of Anaplasma agents, the present study was conducted to investigate infection with the genus Anaplasma and to identify Anaplasma ovis and Anaplasma marginale in sheep and goats in Kermanshah Province, Iran, and to evaluate the association of infection with selected demographic, clinical, and geographic factors. Materials and Methods: In this cross-sectional study, 400 small ruminants, including 304 sheep and 96 goats, from different areas of Kermanshah Province were examined in 2025. Blood samples were collected from each animal, and DNA was extracted. Detection of the genus Anaplasma was performed using PCR targeting the msp4 gene, and positive samples were further examined using species-specific PCR for A. ovis and A. marginale. In addition, 800 ticks collected from the animals were morphologically identified at the genus and species levels. Associations between infection status and the investigated variables were evaluated using appropriate statistical tests, with a significance level of 0.05. Results: Of the 400 animals examined, 298 (74.5%) were positive for Anaplasma. Species-specific analysis showed that 286 animals (71.5%) were positive for A. ovis and 20 (5.0%) for A. marginale, with concurrent infection by both species detected in 8 animals. The prevalence of infection was 76.0% in goats and 74.0% in sheep, and no statistically significant association was observed with animal species, sex, age, or abortion history. A statistically significant difference in infection prevalence was observed among the different counties (P=0.014). Among the 800 ticks identified, the genera Rhipicephalus (67.4%), Hyalomma (26.9%), Haemaphysalis (4.1%), and Dermacentor (1.6%) were identified. Conclusion: The high molecular prevalence of Anaplasma infection among small ruminants in Kermanshah Province and the detection of both A. ovis and A. marginale indicate a considerable presence of these agents in the studied population. The significant geographic variation in infection prevalence highlights the importance of regional and environmental factors in the distribution pattern of Anaplasma infection and may be considered in surveillance and control programs for anaplasmosis in small ruminants. Keywords: Anaplasma, Anaplasma ovis, Anaplasma marginale, sheep, goats, PCR, ticks, Kermanshah
-
ارزیابی آزمایشگاهی و بالینی اثر بخشی نانوذرات نقره سنتز شده با عصاره شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra) در مدیریت ناف بره
مهرداد نمکچی 1405عفونت بند ناف )امفالیت( یکی از علل مهم بیماری و مرگومیر نوزادان دامهای بزرگ از جمله برهها میباشد. انجام ضدعفونی بند ناف بعد از تولد نیز با ضدعفونی کنندههای رایج اثر بخشی محدودی دارند. هدف این مطالعه، سنتز سبز نانوذرات نقره با عصاره ریشه شیرینبیان ) Glycyrrhiza glabra ( و ارزیابی آزمایشگاهی و بالینی اثر ضدعفونیکنندگی آن در مدیریت ناف بره بود. مقدار ماده موثره عصاره ریشه شیرین با HPLC و مشخصات نانوذرات نقره سنتز شده با تکنیکهای UV-Vis ، DLS ، Zeta ، SEM ، FTIR و XRD ارزیابی شدند. فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره و همچنین عصاره ریشه شیرینبیان علیه جدایههای رایج بیماریزای ناف )شامل استافیلوکوکوس اورئوس، اشریشیا کلی، کلبسیلا پنومونیه، پروتئوس میرابیلی سو گونههای استرپتوکوکوس( با روشهای دیسکدیفیوژن، تعیین MIC و MBC و مهار تشکیل بیوفیلم بررسی و با بتادین مقایسه شد. در مطالعه بالینی، 60 بره نوزاد به گروههای تیمار با نانوذرات نقره و بتادین تقسیم و تغییرات قطر ناف، وزنگیری و ترکیب میکروبیوتای باکتریایی ناف )با استخراج DNA و qPCR ( ارزیابی گردید. میزان اسید گلیسیریزیک در عصاره 88.5 mg/g تعیین شد. نانوذرات سنتزشده کروی، با اندازه مناسب و پایداری کلوئیدی مطلوب بودند. نانوذرات نقره فعالیت ضدباکتریایی قابل توجه و قدرت مهار بیوفیلم معناداری نشان دادند که در اکثر سویهها برابر یا برتر از بتادین بود. در شرایط بالینی، تیمار با بتادین قطر بند ناف را سریع تر کاهش داد اما تیمار نانوذرات نقره موجب تغییر ترکیب میکروبیوتای ناف بهسمت کاهش باکتریهای بیماریزا گردید و همچنین وزنگیری و سلامت بره ها تا سه ماهگی روند بهتری داشت. نتایج نشان داد نانوذرات نقره سنتزشده با عصاره شیرینبیان میتواند بهعنوان ضدعفونیکننده موثر، ایمن و دوستدار محیطزیست جایگزین مناسبی برای ترکیبات رایج در پیشگیری از عفونت ناف بره و عوارض آن باشد. کلمات کلیدی: نانوذرات نقره، بتادین، شیرینبیان، امفالیت، بره، میکروبیوتا
-
فراوانی بلاستوسیستیس در نشخوارکنندگان و اسب های استان کرمانشاه با استفاده از روش های مرفولوژیک و مولکولی
حانیه صفی پور 1405مقدمه و هدف: بلاستوسیستیس ، یکی از انگلهای شایع دستگاه گوارش انسان و حیوانات اهلی و وحشی است که پراکندگی جغرافیایی گستردهای در جهان دارد. به دلیل شیوع بالا و نقش احتمالی آن در بروز اختلالات گوارشی، این انگل همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. مطالعات نشان میدهند که بلاستوسیستیس قادر به آلوده کردن میزبانهای مختلف بوده و این موضوع احتمال انتقال بین انسان و حیوان را مطرح میکند. مطالعات شیوع بیماری ها ، بیانگر آن است که حیوانات اهلی میتوانند به عنوان مخزن بالقوه این انگل نقش داشته باشند ؛ هرچند نقش دقیق آنها در انتقال به انسان هنوز به طور کامل مشخص نشده است. استان کرمانشاه به دلیل فعالیتهای گسترده دامداری و تماس نزدیک انسان با حیوانات اهلی، شرایط مناسبی برای انتشار انگلهای رودهای دارد. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت آلودگی انگل بلاستوسیستیس در دامهای اهلی این استان انجام شده است تا اطلاعات پایهای لازم برای برنامهریزیهای بهداشتی فراهم گردد. روش تحقیق : در این مطالعه ، تعداد ??? نمونه مدفوع از چهار گونه دام شامل اسب(?? نمونه)، گاو(??? نمونه)، گوسفند(??? نمونه) و بز (?? نمونه) بهصورت تصادفی از دامداریها و مراکز نگهداری دام از شهرستانهای مختلف استان کرمانشاه ، جمعآوری شد. نمونهها بهصورت تازه و مستقیم با توشه رکتال در گاو و اسب و با تحریک مقعد در گوسفند و بز، اخذ و در ظروف استریل حاوی محلول نگهدارنده مناسب (الکل 70 درصد) قرار داده شدند. نمونهها پس از جمعآوری در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری و در کوتاهترین زمان ممکن به آزمایشگاه منتقل شدند. بهمنظور بررسی اولیه آلودگی به انگل بلاستوسیستیس، تمامی نمونهها با استفاده از روش گسترش مرطوب و رنگآمیزی لوگل و شناورسازی به روش کلیتن لین ، تحت بررسی میکروسکوپی قرار گرفتند. مشاهده نمونهها با استفاده از میکروسکوپ نوری در بزرگنماییهای ×100 و ×400 انجام شد و نتایج بهصورت دقیق ثبت گردید. استخراج DNA از نمونههای مورد مطالعه با استفاده از کیت و مطابق با دستورالعمل شرکت سازنده انجام شد. شناسایی مولکولی انگل بلاستوسیستیس با استفاده از واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) و پرایمرهای عمومی اختصاصی این انگل بر اساس ژن SSU rRNA شامل RD5 و BhRDr صورت گرفت. در نهایت، تجزیهوتحلیل آماری دادهها انجام شد و سطح معنیداری آماری کمتر از ??/? در نظر گرفته شد. یافته ها طبق نتایج حاصله ، در روش میکروسکوپی شیوع کلی آلودگی ?? مورد (?/??) گزارش شد؛ بیشترین شیوع در گاو( %?/??) و کمترین در اسب (%?/?) مشاهده گردید. میزان آلودگی در گوسفند ? درصد و در بز ?/?? درصد بود. به تفکیک جنسیت، میزان آلودگی جنس نر ?8/6 و ماده ?3/11 گزارش شد . بر اساس گروه سنی،دام های کمتر از 2 سال %1/8 و بالای ? سال ?3/10 آلوده گزارش شدند. در روش مولکولی در مجموع ?? نمونه (%?/?) مثبت تشخیص داده شدند. بیشترین شیوع در گاو (%?/??) و پس از آن در گوسفند (%?/??) و بز (%?/??) مشاهده گردید، در حالی که در اسب هیچ مورد مثبتی شناسایی نشد،که از لحاظ آماری تفاوت معناداری با روش میکروسکوپی نداشتند. به تفکیک جنسیت، شیوع انگل در جنس نر %8/6 و جنس ماده% 3/11 مثبت بودند .بر اساس گروه سنی ،شیوع انگل دام های زیر 2 سال %6/7 و بالای 2 سال% 8/10 آلوده گزارش شدند که از لحاظ جنسیت و سن نیز تفاوت آماری معناداری بین دو روش مشاهده نشد. بررسی تصادفی ?? نمونه مرفولوژیک منفی با روش مولکولی منجر به شناسایی ? مورد مثبت گردید که بیانگر حساسیت بالاتر روش مولکولی در مقایسه با روش میکروسکوپی است. نتیجه گیری :
-
بررسی اثر اسید سیرینجیک بر مدل رت های کولستاتیک با بستن مجرای صفراوی: مطالعات هیستوپاتولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی
پردیس عباسی 1404 -
ترمیم زخم تجربی پوست به کمک پیوند داربست نانوفیبر پلی لاکتیک اسید/ صمغ کتیرا/ عصاره هیدروالکلی پوست انار همراه با سلولهای بنیادی مزانشیمی
سنا میرزائی 1404چکیده سابقه و هدف: زخم به هرگونه آسیب و یا اختلال در ساختار طبیعی پوست گفته می شود. مدیریت و درمان زخم، یک موضوع جدی و مهم در پزشکی نوین است. یکی از رهیافتها در زمینهی مدیریت زخم استفاده از سلولهای بنیادی میباشد. سلولهای بنیادی هم به صورت موضعی و هم به صورت سیستمیک برای درمان زخمهای جلدی مورد استفاده قرار میگیرند. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از بند ناف جنین انسان(ژله وارتون) با داشتن پتانسیل تکثیر و تمایز به عنوان یک کاندید مهم در مطالعات مربوط به مدیریت زخم، بررسی شدهاند. انتقال سلولهای بنیادی مزانشیمی از طریق تزریق یا تجویز موضعی به طور مستقیم میتواند باعث ایجاد مرگ سریع سلولی شود. از این رو راهبردهای متفاوتی بر اساس استفاده از مواد و داربستها با هدف افزایش چسبندگی، پرولیفراسیون و تمایز سلولها به کار گرفته میشود. یکی از انواع داربستهای استفاده شده در مهندسی بافت، داربستهای نانوفیبر الکتروریسی شده هستند. این مطالعه با هدف بررسی کارایی سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون بارگذاری شده بر داربست نانوفیبر ساخته شده از پلی لاکتیک اسید / صمغ کتیرا و عصاره پوست انار با روش الکتروریسی ، در ترمیم زخم تجربی در موش بزرگ آزمایشگاهی با کمک بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی انجام شد. مواد و روشکار: پس از تهیه پودر پوست انار، عصاره هیدروالکلی پوست آن به روش خیساندن آماده شد. داربست مورد نظر در این مطالعه با کمک دستگاه الکتروریسی مستقر در آزمایشگاه بهداشت مواد غذایی دانشکده دامپزشکی دانشگاه رازی ساخته شد و عصاره پوست انار در ترکیب داربست با نسبت 25/1% استفاده شد. جهت شناسایی داربست از آزمون FTIR ومیکروسکوپ الکترونی نگاره استفاده شد. بند ناف جنین full term انسان از بیمارستان بیستون به آزمایشگاه کشت سلول منتقل شده و طبق پروتوکل آزمایشگاه مراحل جداسازی، کشت و پاساژ سلولی انجام شد. جهت سنجش سمیت سلولی داربست از آزمون MTT استفاده شد. تعداد 20 سر موش آزمایشگاهی بزرگ نر نژاد ویستار با میانگین سنی دو ماه خریداری و در قفس مخصوص با شرایط محیطی دما 3±22 درجه سانتیگراد و سیکل روشنایی(12:12) در خانه حیوانات نگهداری شد و در طول مطالعه، به آب و غذا دسترسی آزاد داشتند. پس از تطابق با شرایط محیطی، موشها با کمک کتامین/زایلازین (ketamine 80 mg/kg & xylazine 10mg/kg) بیهوش شدند. موی سطح پشتی هر موش در محل ایجاد زخمها زده و ضد عفونی شد. در سطح پشتی هر موش، زخم دایرهای به قطر 20 میلیمتر و با ضخامت کامل ایجاد شد و به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند. 1)گروه کنترل منفی 2) گروه تیمارشده با 105 سلول 3) گروه تیمارشده با داربست پلیلاکتیکاسید/صمغ کتیرا 4) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیک اسید/صمغ کتیرا/عصاره انار 5) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیکاسید/کتیرا/عصاره انار بارگذاری شده با 105 سلول . طول مدت تیمار 14 روز بود.. درروزهای 4، 7، 10 و 14 با کمک دوربین دیجیتال از محل زخم تصاویری اخذ شد و روند ترمیم زخم از نظر ماکروسکوپی بررسی شد. پس از 2 هفته، موشها آسان کشی شدند و نمونههای پوست از ناحیه مورد بررسی اخذ شدند و در محلول فیکساتیو قرار داده شدند. بعد از فیکس شدن بافت ، به روش معمول، مقاطع بافتی از پوست تهیه شد و پس از رنگ آمیزی عمومی و اختصاصی با میکروسکوپ نوری مطالعه و مقایسه شد. همچنین جهت مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی نمونههای بافتی به آزمایشگاه مربوط ارسال شدند و پروتئینهای ویمنتین، CD31وki-67 مورد رنگ آمیزی و مطالعه قرارگرفتند. یافتهها:
-
بررسی آلودگی انگلی فاضلاب بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه
شاهین پهلوانی 1403چکیده مقدمه و هدف : فاض?ب دفعی بیمارستان از مهمترین منابع انتشار عوامل عفونتزا در مح?ط است. وجود عواملانگلی متعدد و زئونوز در فاضلاب بیمارستانی و احتمال راهیابی این فاضلاب به آبهای آشامیدنی یا محصولات کشاورزی، خطری بالقوه جهت انتقال بیماریهای انگلی به انسان و دام محسوب میشود. فاضلابها به دلیل دارا بودن مواد مغذی میتواند برای اصلاح خاک استفاده شود و چنانچه به شکل صحیح سالمسازی نشود، عوامل مقاوم انگلی نظیر تخم کرمها و کیست تکیاختهها ممکن است وارد محصولات کشاورزی شود. هدف از ا?ن مطالعه تع??ن وضع?ت آلودگیانگل? فاض?ب خام بیمارستان امام رضا (ع) شهر کرمانشاه است. مواد و روشکار : این مطالعه بر روی نمونههای اخذ شده از بیمارستان امام رضا(ع) شهرستان کرمانشاه صورت گرفته و نمونهگیری از فروردین ماه 1403 تا شهریور ماه 1403 به مدت 6 ماه و به صورت هفتگی انجام شد. نمونـههای اخذ شده بـرای انجـام آزمایشات انگل شناسی به آزمایشگاه انگل شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه رازی منتقل شدند. آنـالیز انگلـی بـر اسـاس روش بیلنجـر بـا لام شـمارش مـک مسـتر انجام شد. جهت تشخیص آلودگی نمونههای اخذ شده به تکیاخته کریپتوسپوریدیوم از هر نمونه 3 گسترش تهیهکرده و پس از ثابت کردن با اتانول به روش ذل-نیلسون اصلاح شده رنگآمیزی میشود و زیر میکروسکوپ مشاهده شد و وجود آلودگی و شدت آلودگی برای هر نمونه ثبت گردید. جهت مقایسه آلودگی در ماههای مختلف نمونهگیری از آزمونهای آماری در بستر نرمافزار استفاده شد. در این مطالعه مقادیر p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شدند. نتایج : بر اساس نتایج بهدستآمده، در روش تلمن تخم تنیا، لارو نماتود، تخم هیمنولپیس نانا، کیست ژیاردیا، کیست کیلوماستیکس، کیست آمیب، کیست بلاستوسیستیس هومینیس، کیست یوامبا بوتچلی مشاهده شد و فاضلاب تصفیه شده بیمارستان امام رضا ازنظر آلودگی با کریپتوسپوریدیوم در مواردی بسیار کم مثبت بود. آزمونهای آماری که بر روی نتایج روش تلمن انجام شد، اختلاف معنیدار بین آلودگی انگلی فاضلاب تصفیه شده ماههای نمونهگیری را نشان نداد. همینطور اختلاف معنیدار بین آلودگی انگلی فصل بهار و تابستان فاضلاب تصفیه شده بیمارستان امام رضا دیده نشد. آلودگی به کریپتوسپوریدیوم در ماههای مختلف بیمارستان و در فصول بهار و تابستان اختلاف معنیداری را نشان نداد. نتیجهگیری : آلودگی فاضلاب بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه به انواع انگلهای پاتوژن، نشاندهنده توانایی پسابها و کود ناشی از آن در آلوده سازی منابع آبی و محصولات کشاورزی مورداستفاده برای انسان و دامهاست. لذا سالمسازی صحیح فاضلاب قبل از ورود به محیطزیست از اهمیت بالایی برخوردار است. کلمات کلیدی : فاضلاب، فاضلاب بیمارستان، آلودگی انگلی، کرمانشاه، تکیاخته، کرم
-
استفاده از DNA آزاد سلولی به عنوان نشانگر پیش آگهی در انتریت پاروویروسی سگ ها
سیده فاطمه علی زاده اطاقسرا 1403چکیده: انتریت پارووویروسی یکی از بیماریهای ویروسی شایع و کشنده در سگها است که تشخیص سریع و پیشآگهی دقیق آن میتواند در مدیریت درمانی و کاهش تلفات موثر باشد. در این مطالعه، به بررسی کاربرد قطعات DNA آزاد سلولی در خون سگهای مبتلا به انتریت پارووویروسی پرداخته شده است. cfDNA، که بهطور طبیعی در جریان خون موجود است، از سلولهای مرده و آسیبدیده ناشی میشود و افزایش آن در بیماریهای التهابی و عفونی معمول است. این بیومارکر بهویژه در شرایطی که آسیب شدید بافتی و التهاب وجود دارد، میتواند بهعنوان شاخص حساس برای ارزیابی شدت بیماری و پیشبینی عوارض عمل کند. علاوه بر cfDNA، فریتین و پروتئین واکنشی C نیز از بیومارکرهای التهابی شناختهشده هستند. فریتین که بهعنوان پروتئین ذخیره آهن عمل میکند، در پاسخ به التهاب شدید و عفونتهای سیستمیک سطح بالایی از خود را نشان میدهد. از سوی دیگر، CRP یک پروتئین پلاسمایی است که در پاسخ به التهاب در بدن افزایش مییابد و میتواند در شناسایی عفونتهای فعال و ارزیابی شدت آنها مفید باشد. در این مطالعه، 20 قلاده سگ مبتلا به انتریت پاروویروسی و نوتروپنی شدید پس از تشخیص اولیه و اخذ رضایتنامه از صاحبان وارد مطالعه خواهند شد. درمان روتین و یکسان بر اساس دوز و وزن بدن برای این بیماران در طی پنج روز نمونهبرداری صورت خواهد گرفت. نمونههای خون از هر بیمار درروز اول و قبل از شروع درمان و طی 5 روز اخذ شد تا تغییرات بیومارکرهای مورد نظر و ارتباط آنها با یکدیگر در ارزیابی پاسخ به درمان و پیشآگهی بررسی شود. این مطالعه بهمنظور مقایسه توانایی cfDNA با فریتین و CRP در پیشبینی شدت بیماری و عوارض بالینی در سگهای مبتلا به انتریت پارووویروسی انجام میشود. نتایج این تحقیق میتواند بهعنوان یک ابزار تشخیصی و پیشآگهی موثر در بهبود استراتژیهای درمانی و مراقبتی برای این بیماری کشنده در سگها کاربرد داشته باشد
-
طراحی آئروژل های هوشمند برپایه ژلاتین-آلژینات سدیم حاوی نانوفیبرهای سلولز Tempo و آنتوسیانین های گلبرگ سرخارگل انکپسوله شده در نانوفیبرهای کاراگینان به منظور پایش تازگی فیله های ماهی کپور نقره ای
فاطمه فخرقاسمی 1403کلمات کلیدی: رنگدانه¬های طبیعی، الکتروریسی، اندیکاتور تازگی
-
بررسی فراوانی عارضه ی دررفتگی کشکک در سگهای ارجاعی به درمانگاههای دامپزشکی شهرکرمانشاه (1398 تا 1403 )
فاطمه رشیدی 1403عارضه دررفتگی استخوان کشکک یکی از دلایل اصلی لنگش در سگ بوده و از رایجترین عواملی است که حیوانات خانگی را راهی اتاق عمل میکند. در این عارضه، استخوان کشکک از وضعیت طبیعی خود خارج شده و حرکت حیوان، با مشکل مواجه میشود. هرچند این عارضه در گربهها هم رخ میدهد اما بیشتر گزارشات در سگها و بهخصوص در سگهای نژاد کوچک و عروسکی دیده میشود. دررفتگی استخوان کشکک در صورتی که رو به وخامت برود، جلوی فعالیت طبیعی سگها را میگیرد و برای آنها و صاحبانشان معضل بزرگی ایجاد میکند. آمار فراوانی آن توسط محققان مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. اما به رغم روند رو به رشد نگهداری سگها طی چند سال اخیر، اطلاعاتی در خصوص بررسی این عارضه در شهر کرمانشاه، طی جستجو در منابع علمی در دسترس، یافت نشده است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی فراوانی و توزیع عارضه در رفتگی استخوان کشکک در سگهای ارجاعی به درمانگاههای شهر کرمانشاه میباشد. بدین منظور با مراجعه به درمانگاههای مختلف در سطح شهر کرمانشاه، پروندههای معاینات فیزیکی و رادیولوژیکی سگهای مبتلا به دررفتگی استخوان کشکک، از سال 1398 تا کنون بررسی شدند و سوابقی مانند: سن، جنس، نژاد، وزن بدن و درجه در رفتگی یادداشت شد و پس از دستهبندی، دادهها مورد ارزیابی و تحلیلهای آماری قرار گرفتند. براساس نتایج ما مشخص گردید که دررفتگی استخوان کشکک در نژاد شیتزو 67/33% و پامرانین 53/26% بیشترین فراوانی را دارد (5P < 0/0)، سگهای ماده (48/%74) بیشتر از سگهای نر (51/%25) (5P > 0/0) تحت تاثیر قرار میگیرند، وضعیت اندام درگیر نیز مشخص کرد که پای چپ (81/40%) بیشتر از پای راست (65/32%) درگیر میشود (5P > 0/0)، همچنین مشخص شد که بیشتر سگهایی که وزن و سنی به ترتیب بین 7-3 کیلوگرم (69/84%) و 7-3 سال (59/79%) داشتند درگیر این عارضه شدند (5P < 0/0). در ادامه مشخص گردید که شایعترین درجه دررفتگی درجه 2 (67/33%) بوده است و این عارضه در سگهای عقیم شده (42/71%) بیشتر از سگهای عقیم نشده (58/28%) مشاهده شده است (5P < 0/0). با توجه به اهمیت رخداد این عارضه در وقوع لنگش در سگها و نبود اطلاعات کافی در زمینه فراوانی این عارضه، توجه به عوامل موثر بر رخداد آن در کنترل و پیشگیری از عارضه و لنگش اهمیت بالایی دارد. کلمات کلیدی: دررفتگی استخوان کشکک، سگ، وزن بدن، سن، درجه دررفتگی، جنسیت
-
بررسی آلودگی انگلی در فاضلاب کشتارگاه های کرمانشاه
میثم حسینی 1403چکیده مقدمه و هدف: فاض?ب دفعی کشتارگاه از مهمترین منابع پخش عوامل عفونتزا در مح?ط است. وجود عوامل انگلی متعدد و زئونوز در فاضلاب کشتارگاهی و احتمال راهیابی این فاضلاب به آبهای آشامیدنی یا محصولات کشاورزی، خطری بالقوه جهت انتقال بیماریهای انگلی به انسان و دام محسوب میشود. فاضلابها به دلیل دارا بودن مواد مغذی میتواند برای اصلاح خاک استفاده شود و چنانچه به شکل صحیح سالمسازی نشود، عوامل مقاوم انگلی نظیر تخم کرمها و کیست تکیاختهها ممکن است وارد محصولات کشاورزی شود. هدف از ا?ن مطالعه تع??ن وضع?ت آلودگ? انگل? فاض?ب خام کشتارگاههای شهرستان کرمانشاه است. مواد و روش کار: این مطالعه بر روی نمونههای اخذشده از دو کشتارگاه دام شهرستان کرمانشاه (کشتارگاه بیستون و کشتارگاه ماهدشت) صورت گرفت و نمونهگیری به مدت 6 ماه و بهصورت هفتگی انجام شد. آنـالیز انگلـی بـر اسـاس روش بیلنجـر بـا لام شـمارش مـکمسـتر بـا حجـم حفـرهای3/0 میلیلیتر انجام گرفت. همچنین جهت پیدا کردن تخم و کیست سنگین انگلها که با روش بیلنجر قابلشناسایی نبود از روش تلمن استفاده شد. جهت تشخیص آلودگی نمونههای اخذشده به تکیاخته کریپتوسپوریدیوم، به روش ذیل-نلسون اصلاحشده رنگآمیزی صورت گرفت و پس از بررسی وجود آلودگی و شدت آلودگی برای هر نمونه ثبت شد. جهت مقایسه آلودگی در ماههای مختلف نمونهگیری و بین دو کشتارگاه از آزمونهای آماری در بستر نرمافزار استفاده شد. در این مطالعه مقادیر p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شدند. نتایج: بر اساس نتایج بهدستآمده، درروش بیلنجر تخم آسکاریس، تخم نماتودهای دیگر، تخم مونیزیا، لارو نماتود، کیست ژیاردیا و اووسیست ایمریا و درروش تلمن تخم تریشوریس، فاسیولا و دیکروسلیوم مشاهده شد و فاضلاب خام هر دو کشتارگاه ازنظر آلودگی با کریپتوسپوریدیوم مثبت بود. آزمونهای آماری که بر روی نتایج روش بیلنجر انجام شد، اختلاف معنیدار بین آلودگی انگلی فاضلاب خام دو کشتارگاه بیستون و ماهیدشت در طی ماههای نمونهگیری را نشان نداد. همینطور اختلاف معنیدار بین مجموع آلودگی انگلی فاضلاب خام هر دو کشتارگاه در ماههای مختلف نمونهگیری دیده نشد. در هر کشتارگاه به تفکیک هم بین ماههای مختلف نمونهگیری اختلاف معنیداری از نظر شدت آلودگی وجود نداشت. آلودگی به کریپتوسپوریدیوم هم بین دو کشتارگاه، در ماههای مختلف به شکل مجموع و تفکیک کشتارگاه اختلاف معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری: آلودگی فاضلاب کشتارگاههای کرمانشاه به انواع انگلهای پاتوژن، نشاندهنده توانایی پسابها و کود ناشی از آن در آلوده سازی منابع آبی و محصولات کشاورزی مورداستفاده برای انسان و دامهاست. لذا سالمسازی صحیح فاضلاب قبل از ورود به محیطزیست از اهمیت بالایی برخوردار است. کلمات کلیدی: فاضلاب، کشتارگاه، آلودگی انگلی، کرمانشاه، تک یاخته، کرم
-
مقایسه نشانگرهای کلینیکال پاتولوژی و رادیولوژی با تاکید بر نشانه های عارضه لیپیدوز کبدی و بیماری ذخیره آهن در مرغان مینا (Acridotheres tristis)
انیس مرادی 1403مرغ مینا یکی از پرندگانی است که به عنوان پرنده خانگی و زینتی نگهداری میشود. با توجه به شرایط نگهداری و سیستم گوارشی –کبدی خود پرنده، بیماری کبد چرب و ذخیره آهن از شایع ترین بیماری ها در این گونه از پرندگان است که بیشترین علت ارجاع پرنده به کلینیک میباشد. هدف مطالعه حاضر مقایسه نشانگرهای کلینیکال پاتولوژی و رادیولوژی با تاکید بر نشانه های عارضه لیپیدوز کبدی و بیماری ذخیره آهن در مرغان مینا (Acridotheres tristis) ارجاعی به کلینیکهای دامپزشکی کرمانشاه میباشد. در این مطالعه از 30 مرغ مینای ارجاعی به کلینیک های کرمانشاه، پس از گرفتن تاریخچه و معاینه، با اخذ رضایت کتبی از صاحب پرنده، خونگیری از ورید بال(Brachial vein)صورت خواهد گرفت، سرم خون پس از جداسازی برای بررسی و ارزیابی پارامترهای بیوشیمیایی همچون سنجش میزان پروتئین کل، آلبومین،تریگلیسیرید، آهن و آنزیم های کبدی در فریزر با دمای منفی 20 درجه سلسیوس نگهداری خواهد شد. همچنین برای ارزیابی پراکسیداسیون چربی در سرم، میزان مالوندیآلدهید سنجیده خواهد شد. از تمام پرندهها عکس رادیولوژی با حالت گماری در دو وضعیت شکمی پشتی و جانبی تهیه شده و مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. در صورت امکان آزمایش تکمیلی بیوپسی کبدی انجام و با رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، اسید پریودیک شیفت و ماسون تری کروم انجام خواهد شد. داده های به دست آمده از نتایج آزمایش ها بصورت میانگین و انحراف استاندارد بوده و با استفاده از آزمون t مورد ارزیابی قرار گرفته و همچنین برای بررسی ارتباط نتایج از ضریب همبستگی پیرسون استفاده خواهد شد.
-
مطالعه ایمونوهیستوشیمی مارکرهای (VEGF و-Ki67) در رحم سگهای ماده اواریوهیسترکتومی شده
محمد طبرسی 1403

