profile - دانشکده دامپزشکی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه دامپزشکی
پردیس دانشگاه
زهرا مینوش سیاوش حقیقی
استادیار / دامپزشکی / گروه علوم پایه دامپزشکی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| کارورزی کالبد کشایی تشخیصی 1 | 1 | هرهفته، پنج شنبه ، 11:30-13:00، هرهفته، پنج شنبه ، 14:00-15:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| کارورزی کالبد کشایی تشخیصی 1 | 1 | هرهفته، شنبه ، 15:30-17:00، هرهفته، شنبه ، 17:00-18:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
رساله های دکتری
-
بررسی اثر نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز بر القای استرس اکسیداتیو، سمیت سلولی و آپوپتوز در سلولهای سرطانی ریه
فاطمه سلیمی 1405مقدمه و هدف: سرطان ریه یکی از شایعترین و مرگبارترین بدخیمیها در جهان است و محدودیتهای روشهای درمانی متداول، از جمله سمیت بالا و بروز مقاومت دارویی، ضرورت توسعه راهکارهای درمانی نوین را برجسته میسازد. در این میان، نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز، بهدلیل زیستسازگاری، پایداری و خواص زیستی مطلوب، مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، سنتز سبز نانوذرات اکسید آهن با استفاده از عصاره هیدروالکلی گیاه گزنه (Urtica dioica) و بررسی اثرات سیتوتوکسیک و مکانیسمهای القای آپوپتوز در سلولهای سرطان ریه A549 بود.
روش تحقیق: نانوذرات اکسید آهن از طریق روش سنتز سبز با استفاده از عصاره گزنه تهیه شدند . بهمنظور مشخصهیابی، از تکنیکهای UV-Vis، XRD، FTIR، FESEM، DLS و اندازهگیری پتانسیل زتا استفاده شد. سپس اثرات زیستی نانوذرات بر سلولهای A549 با استفاده از آزمونهای MTT، سنجش گونههای فعال اکسیژن (ROS)، ارزیابی پتانسیل غشای میتوکندری (MMP) و اندازهگیری فعالیت آنزیم کاسپاز-3 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیزهای طیفسنجی و میکروسکوپی، تشکیل موفق نانوذرات اکسید آهن با ساختار کریستالی مناسب و مورفولوژی عمدتاً کروی را تایید نمود . بررسیهای زیستی نشان داد که این نانوذرات دارای اثر سیتوتوکسیک وابسته به دوز بوده و موجب کاهش معنیدار زندهمانی سلولهای A549 میشوند. همچنین افزایش تولید ROS، کاهش پتانسیل غشای میتوکندری و عدم افزایش فعالیت کاسپاز-3 مشاهده گردید که نشاندهنده فعالسازی مسیرهای آپوپتوز میباشد. یافتههای حاصل از رنگآمیزیهای سلولی نیز تغییرات مورفولوژیک و هستهای مرتبط با مرگ برنامهریزیشده سلولی را تایید کرد.
نتیجهگیری: نانوذرات اکسید آهن سنتز شده به روش سبز با استفاده از عصاره گزنه، قادر به القای استرس اکسیداتیو و فعالسازی مسیرهای آپوپتوز در سلولهای سرطان ریه هستند و میتوانند بهعنوان یک گزینه امیدوارکننده در توسعه راهکارهای نوین درمان سرطان مورد توجه قرار گیرند.
کلید واژه ها: نانوذرات اکسید آهن، سنتز سبز، گزنه (Urtica dioica)، سرطان ریه، A549، استرس اکسیداتیو، آپوپتوز
-
بررسی ترمیم زخم تجربی پوست موش آزمایشگاهی بزرگ متعاقب تجویز سلول های بنیادی مزانشیمی و عصاره تشنه داری
احمدرضا قیطاسی 1404زخم به هرگونه آسیب و یا اختلال در ساختار طبیعی پوست گفته می شود که می تواند باعث از بین رفتن اتصال و یکپارچگی بافت بدن شود. به دلیل اهمیت پوست به عنوان یک ارگان حیاتی و نقشی که در جلوگیری از ورود عوامل خارجی و عفونت زا به داخل بدن دارد ، مدیریت و درمان زخم، یک موضوع جدی و مهم در پزشکی نوین است. یکی از رهیافتها در زمینهی مدیریت زخم استفاده از سلولهای بنیادی میباشد. سلولهای بنیادی هم به صورت موضعی و هم به صورت سیستمیک برای درمان زخمهای جلدی مورد استفاده قرار میگیرند. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان با داشتن پتانسیل تکثیر و تمایز به عنوان یک کاندید مهم در مطالعات مربوط به مدیریت زخم، بررسی شدهاند. گیاه تشنه داری یکی از گیاهان بومی غرب کشور است که از گذشته توسط مردم محلی برای درمان زخمهای پوستی استفاده شده است این گیاه دارای خواص آنتی اکسیدانی ، ضد میکروبی و تعدیل کنندگی سیستم ایمنی است. در این مطالعه به بررسی اثر تجویز همزمان سلولهای بنیادی مزانشیمی و عصاره گیاه تشنه دارای در ترمیم زخم تجربی پوست در موش آزمایشگاهی بزرگ پرداخته میشود و کیفیت ترمیم زخمها در سطح ماکروسکوپی و میکروسکوپی ارزیابی خواهدشد.
-
مطالعه کالبدشناسی دندان های پیش و گونه ای در همستر سوری و خوکچه هندی ; یک رهیافت مقایسه ای
محمدصدرا پولادی 1404چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی ویژگیهای مورفولوژیک و تخمین پارامترهای مورفومتریک و هیستولوژیک دندان های پیش و گونهای در همستر (Mesocricetus auratus) و خوکچه هندی(Cavia porcellus) میپردازد. هدف این مطالعه روشن کردن جزئیات مورفومتریک و مورفولوژیکی دندان های همستر سوری و خوکچه هندی با استفاده از میکروسیتی اسکن و استریولوژی است.
روش کار: در این مطالعه 5 سر خوکچههندی و همستر سوری مورد بررسی قرار گرفتند و ویژگیهای مورفولوژیک و مورفومتریک دندانهای پیش و گونهای با استفاده از میکروسیتی اسکن و تشریح ماکروسکوپیک اندازهگیری شدند و مورد مقایسه قرار گرفتند. ویژگی های بافتی دندان ها نیز با تهیه مقاطع بافتی و رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که همسترها در دندانهای گونهای خود ریشه های مشخصی داشتند و برخلاف آنها درخوکچههندی دندانها ساختار کشیده داشتند و بدنه دندان به داخل کیسه آلوئولی امتداد مییافت و بنابراین ریشه دندانی را نمیتوان از نظر آناتومیکی تشخیص داد. دندانهای گونهای اول و دوم همستر چهار ریشه داشتند اما آخرین دندان سه ریشه داشت. دندانهای ثنای همستر دارای حفره پالپ حجیمتری در مقایسه با خوکچه های هندی بودند. در حالی که تفاوت نسبتهای پارامترهای قوس و ضخامت مینا از نظر آماری معنیدار نبودند (P?0.05). اما لایه مینای دندانهای پیشی خوکچه هندی بهطور معنیداری ضخیمتر از دندانهای همستر بودند(P?0.05). در مورد نسبت عرض عاج به عرض دندان، تفاوت بین دندانهای پیشی فوقانی همستر و خوکچههندی معنی دار بود(P?0.05). نسبت حجم پالپ به حجم دندان در تمام دندانهای پیشی همستر بهطور معنیداری بیشتر از دندانهای خوکچه هندی بود (P?0.05). از نظر بافتشناسی، دندانهای پیش در هر دو گونه شامل مینا، عاج، پالپ و سیمان بودند. عاج در هر دو گونه به دو شکل نابالغ و بالغ قابل تشخیص بود که شامل لولههای عاجی و تغییر شکل ادونتوبلاست ها از سلولهای استوانهای نزدیک سطح جوشی تا سلولهای مکعبی نزدیک راس ریشه بود. دندانهای گونه ای همستر براکیودونت با الگوهای مینا و سیمان بودند، در حالی که دندانهای گونه ای خوکچه هندی هیپسودونت بودند و فضاهای مینای دندانی، سیمان شبه غضروفی و ??استئودنتین با لاکوناهای سلولی را نشان میدادند. از نظر ایمونوهیستوشیمی، مارکر تکثیر Ki67 به طور برجسته در سلولهای تشکیلدهنده جوانه دندان پیش خوکچه هندی و برخی از اودنتوبلاستها بیان شد که نشاندهنده تجدید فعال سلولی است، در حالی که دندانهای پیش همستر فاقد چنین فعالیت تکثیری بودند. هر دو گونه عدم وجود مارکر پرتوانی 2-Oct 3/4
را در پالپ دندان و اودنتوبلاستها نشان دادند، در حالی که بیان پروتئین S100 فقط در سلولهای مزانشیمی پالپ دندان پیشین همستر مشاهده شد.
نتیجه گیری: این نتایج نشان میدهد همسترها ممکن است علیرغم تنوعهای غذایی، خصوصیات ترمیمی بهتری در دندان خود داشته باشند. این نتایج به درک عمیق تر سازگاری های تکاملی در دندان جوندگان کمک میکند و اطلاعات و روشهای بهبود یافتهای را برای مطالعات ترجمهای دندانپزشکی و انتخاب مدل حیوانی مناسبتر در تحقیقات دندانپزشکی پیشنهاد میکند.
کلمات کلیدی: دندان، بافت شناسی، همستر، خوکچه هندی، مورفومتری، مورفولوژی.
-
بررسی اثر اسکولین بر ترمیم زخم پوستی تجربی در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین: مطالعات هیستوپاتولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی
محمدرضا الماسی فرد 1404 -
ترمیم زخم تجربی پوست به کمک پیوند داربست نانوفیبر پلی لاکتیک اسید/ صمغ کتیرا/ عصاره هیدروالکلی پوست انار همراه با سلولهای بنیادی مزانشیمی
سنا میرزائی 1404
چکیده
سابقه و هدف: زخم به هرگونه آسیب و یا اختلال در ساختار طبیعی پوست گفته می شود. مدیریت و درمان زخم، یک موضوع جدی و مهم در پزشکی نوین است. یکی از رهیافتها در زمینهی مدیریت زخم استفاده از سلولهای بنیادی میباشد. سلولهای بنیادی هم به صورت موضعی و هم به صورت سیستمیک برای درمان زخمهای جلدی مورد استفاده قرار میگیرند. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق شده از بند ناف جنین انسان(ژله وارتون) با داشتن پتانسیل تکثیر و تمایز به عنوان یک کاندید مهم در مطالعات مربوط به مدیریت زخم، بررسی شدهاند. انتقال سلولهای بنیادی مزانشیمی از طریق تزریق یا تجویز موضعی به طور مستقیم میتواند باعث ایجاد مرگ سریع سلولی شود. از این رو راهبردهای متفاوتی بر اساس استفاده از مواد و داربستها با هدف افزایش چسبندگی، پرولیفراسیون و تمایز سلولها به کار گرفته میشود. یکی از انواع داربستهای استفاده شده در مهندسی بافت، داربستهای نانوفیبر الکتروریسی شده هستند. این مطالعه با هدف بررسی کارایی سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون بارگذاری شده بر داربست نانوفیبر ساخته شده از پلی لاکتیک اسید / صمغ کتیرا و عصاره پوست انار با روش الکتروریسی ، در ترمیم زخم تجربی در موش بزرگ آزمایشگاهی با کمک بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی انجام شد.
مواد و روشکار: پس از تهیه پودر پوست انار، عصاره هیدروالکلی پوست آن به روش خیساندن آماده شد. داربست مورد نظر در این مطالعه با کمک دستگاه الکتروریسی مستقر در آزمایشگاه بهداشت مواد غذایی دانشکده دامپزشکی دانشگاه رازی ساخته شد و عصاره پوست انار در ترکیب داربست با نسبت 25/1% استفاده شد. جهت شناسایی داربست از آزمون FTIR ومیکروسکوپ الکترونی نگاره استفاده شد. بند ناف جنین full term انسان از بیمارستان بیستون به آزمایشگاه کشت سلول منتقل شده و طبق پروتوکل آزمایشگاه مراحل جداسازی، کشت و پاساژ سلولی انجام شد. جهت سنجش سمیت سلولی داربست از آزمون MTT استفاده شد. تعداد 20 سر موش آزمایشگاهی بزرگ نر نژاد ویستار با میانگین سنی دو ماه خریداری و در قفس مخصوص با شرایط محیطی دما 3±22 درجه سانتیگراد و سیکل روشنایی(12:12) در خانه حیوانات نگهداری شد و در طول مطالعه، به آب و غذا دسترسی آزاد داشتند. پس از تطابق با شرایط محیطی، موشها با کمک کتامین/زایلازین (ketamine 80 mg/kg & xylazine 10mg/kg) بیهوش شدند. موی سطح پشتی هر موش در محل ایجاد زخمها زده و ضد عفونی شد. در سطح پشتی هر موش، زخم دایرهای به قطر 20 میلیمتر و با ضخامت کامل ایجاد شد و به طور تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند. 1)گروه کنترل منفی 2) گروه تیمارشده با 105 سلول 3) گروه تیمارشده با داربست پلیلاکتیکاسید/صمغ کتیرا 4) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیک اسید/صمغ کتیرا/عصاره انار 5) گروه تیمار شده با داربست پلیلاکتیکاسید/کتیرا/عصاره انار بارگذاری شده با 105 سلول . طول مدت تیمار 14 روز بود.. درروزهای 4، 7، 10 و 14 با کمک دوربین دیجیتال از محل زخم تصاویری اخذ شد و روند ترمیم زخم از نظر ماکروسکوپی بررسی شد. پس از 2 هفته، موشها آسان کشی شدند و نمونههای پوست از ناحیه مورد بررسی اخذ شدند و در محلول فیکساتیو قرار داده شدند. بعد از فیکس شدن بافت ، به روش معمول، مقاطع بافتی از پوست تهیه شد و پس از رنگ آمیزی عمومی و اختصاصی با میکروسکوپ نوری مطالعه و مقایسه شد. همچنین جهت مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی نمونههای بافتی به آزمایشگاه مربوط ارسال شدند و پروتئینهای ویمنتین، CD31وki-67 مورد رنگ آمیزی و مطالعه قرارگرفتند.
یافتهها: ماهیت سلولهای بنیادی مزانشیمی با نتایج فلوسایتومتری و تمایز به رده سلولهای استخوانی و چربی تایید شدند. ماهیت داربست الکتروریسی شده با آزمون FTIR و تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی روبشی تایید شد. نتایج آزمون MTT هیچ سمیت سلولیای را برای داربست نشان نداد. چسبندگی و تکثیر سلولها به داربست نیز با استفاده از تصاویر حاصل از میکروسکوپ الکترونی تایید شد. بررسی روند ترمیم زخم به صورت ماکروسکوپیک نشان از بهبود موثر در گروه تیمارشده با داربست حاوی عصاره به همراه سلول نسبت به سایر گروههای درمانی بود. مطالع? هیستوپاتولوژیک و هیستومورفومتریک نمونههای اخذ شده با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و ماسونتریکروم نشان داد که گروه درمان شده با داربست حاوی عصاره به همراه سلول ترمیم بهتری در زمینه سنتز مجدد بافت پوششی؛ بافت جوانه گوشتی؛ تجمع کلاژن و رگزایی مجدد را نشان داده و همچنین میزان التهاب کمتری در مقایسه با سایر گروههای درمانی و گروه کنترل حاصل شد. در بررسی ایمونوهیستوشیمی و شمارش سلولی، کاهش بیان پروتئین ویمنتین در سیتوپلاسم سلولهای فیبروبلاست لایه درم، کاهش بیان مارکر ki-67 در هسته سلولهای لایه بازال اپیدرم و کاهش بیان مارکر CD31 در غشای سلولهای اندوتلیال عروقی ناحیه درم مشاهده شد.
-
مطالعه ایمونوهیستوشیمی مارکرهای -2BCl , 53P در رحم سگهای ماده اوریوهیسترکتومی شده
آراد رحمانی 1404مطالعه به منظور درک هرچه بهتر ارتباط میان یافته های بالینی ، هیستوپاتولوژیک و بیان پروتئینهای مرتبط با آپوپتوز(BCl-2,P53) در اندومتر سگهای ارجاعی به کلینیکهای سطح شهر کرمانشاه برای جراحی اوریوهیسترکتومی طراحی شده است. مجموع 25 رحم خارج شده به روش جراحی انتخابی، از سگهای ماده بین سنین 2 تا 12 سال، ابتدا مورد بررسی بالینی و هیستوپاتولوژی از جهت وجود هیدرومتر، موکومتر، پایومتر و هیپرپلازی کیستی اندومترقرار گرفته و سپس مارکرهای BCl-2و P53 با تکنیک ایمونوهیستوشیمی در بافت رحم لوکالیزه و ردیابی میشوند. از حیوانات انتخاب شده قبل از عمل جراحی نمونه خون گرفته شده و میزان هورمونهای استرادیول ، پروژسترون و فاکتورهای خونی حیوان ارزیابی میشوند.
مقادیر اندازهگیری شده در نمونههای پاتولوژیک همچنین با مقادیر اندازهگیری شده در نمونههای سالم از لحاظ بالینی، هیستولوژی بافت رحم، ایمونوهیستوشیمی مارکرهای مذکور و پارامترهای خونی 5 قلاده سگ که مورد اواریوهیسترکتومی انتخابی قرار میگیرند مقایسه خواهند شد.
-
مطالعه تجربی تاثیر ترکیب سلولز باکتریایی/ اسکولین بر زخم پوستی در موش صحرایی
امیر امامی نیا 1403یکی از مشکلات متداول پوست زخمهای جلدی و مسائل مربوط به ترمیم زخم است. اهمیت ترمیم زخم بـه علـت شـیوع بـالای رویـداد آن در جوامـع انسانی و دامی میباشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر ترکیب سلولز باکتریایی/ اسکولین بر زخمهای پوستی در مدل حیوانی رت انجام شد. 45 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار تهیه شد و به سه گروه تقسیم شدند (هر گروه 15 موش): گروه کنترل، گروه نانوسلولز باکتریایی و گروه ترکیبی نانوسلولز باکتریایی/اسکولین. دیسکهای نانوسلولز باکتریایی و نانوسلولز باکتریایی/ اسکولین بر روی زخم ایجاد شده در پشت گردن موش ها قرار گرفتند. در روزهای 7، 14 و 21 پس از شروع آزمایش، در هر نوبت از 5 موش در هرگروه از محل ضایعه فتوگرافهایی با دوربین دیجیتال برای ارزیابی مورفومتریک تهیه و نمونه برداری جهت بررسی تعییرات هیستوپاتولوژیک، میزان هیدروکسی پرولین، میزان گلیکوزآمینوگلیکان، پارامترهای اکسیدانی/آنتی اکسیدانی و بیان ژنهای interleukin-1? (IL-1?)، Transforming growth factor-?1 (TGF-?1)، basic fibroblast growth factor (bFGF) و vascular endothelial growth factor (VEGF) در سطح زخم انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده، زخم پوش نانوسلولز باکتریایی/اسکولین باعث کاهش قابل توجهی در ناحیه زخم در مقایسه با گروههای کنترل و نانوسلولز باکتریایی در طی آزمایش شد. علاوهبر این، درمان با اسکولین تعداد لنفوسیت ها را نست به گروه کنترل کاهش داد و تعداد فیبروبلاست ها را در مراحل اولیه کاهش و تعدادی فیبروسیتها را در مراحل بعدی بهبود زخم افزایش داد. پارامترهای دیگر مانند ایجاد اپیتلیوم مجدد، نظم بافتی، الیاف کلاژن با بلوغ بشتر و رگ های خونی با اندازه بزرگ، در گروه نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در مقایسه با سایر گروهها بهبود مشخصی را نشان دادند. در گروه درمان شده با نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در مقایسه با گروه کنترل، میزان ماده خشک، گلیکوزآمینوگلیکان و محتوای هیدروکسی پرولین در مراحل مختلف بهبود زخم به طور قابل توجهی افزایش یافتند. بررسی پارامترهای استرس اکسیداتیو نیز نشاندهنده بهبود وضعیت آنتیاکسیدانی در بافت زخم در گروه درمان شده با نانوسلولز/اسکولین بود؛ بهطوری که فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز افزایش و غلظت مالون دی آلدئید کاهش یافته بود. همچنین، درمان با اسکولین بهطور قابل توجهی الگوی بیان ژنها را در مراحل مختلف بهبود و تعدیل نمود که از نظر بالینی میتواند به تسریع فرآیند بهبودی و کاهش عوارض التهابی منجر شود. نتایج این مطالعه نشان داد که ترکیب نانوسلولز باکتریایی/اسکولین در روند التیم زخم موثر است. خصوصیت این دارو در تسریع روند التیام میتواند مربوط به اثر آنها بر عروق خونی، تعدیل سیتوکین های پیش التهابی، بهبود وضعیت آنتیاکسیدانی و تولید بیشتر کلاژن و گلیکوزآمینوگلیکان باشد.
-
تاثیر تجویز گنادوترپین کوریونیک انسانی (hCG) همراه با تجویز نخست هورمون آزادکننده گنادوتروپین (GnRH) در پروتکل Ovsynch بر عملکرد تولید مثلی گاوهای هلشتاین شیرده
آناهیتا هاشمی قوجه بیگلو 1403برنامه¬ی آوسینک، شامل دو تجویز هورمون آزادکننده¬ی گنادوتروپین (GnRH) به فاصله-ی 9 روز و تجویز پروستاگلاندین F2? (PGF2?) هفت روز بعد از تجویز GnRH نخست (GnRH1) و انجام تلقیح (TAI) 16-18 ساعت پس از تجویز GnRH2، برنامه¬های تولید مثلی را موثرتر ساخته است. با این حال، عدم تخمک¬گذاری در پاسخ به GnRH1 ممکن است منجر به نرخ¬های آبستنی پایین بخاطر تخمک¬گذاری غیر همزمان پس از تجویز GnRH2 شود. پژوهش¬ها نشان داده¬اند که گنادوتروپین کوریونیک انسانی (hCG) موثرتر از GnRH در تحریک تخمکگذاری در گاوهای شیری است. با این حال گزارش شده است که آغاز کردن پروتکل Ovsynch با hCG نرخهای تخمکگذاری و آبستنی را در گاوهای شیری شیرده افزایش نداد. بنابراین، hCG یک جایگزین مناسب برای GnRH1 نیست. ما فرض کردیم که درصد گاوهایی که در پاسخ به GnRH1 تخمک¬گذاری می-کنند با تجویز همزمان hCG افزایش می¬یابد. بنابراین در این مطالعه اثر تجویز همزمان hCG و GnRH1 در مقایسه با تجویز جداگانه¬ی هر یک از آنها بر عملکرد تولید مثلی گاوهای هلشتاین شیرده مورد بررسی قرار می¬گیرد. در این مطالعه 60 راس گاو بین زایش¬های دوم و پنجم که در روزهای 3 ± 50 پس از زایش قرار دارند به¬طور تصادفی در گروه¬های Ovsynch، hCG (مانند گروه Ovsynch ولی تجویز hCG به¬جای GnRH1) و GnRH1 + hCG تقسیم و 18-16 ساعت بعد از آخرین تزریق مورد تلقیح قرار گرفتند. گاوها در روزهای 10-، 3-، 1-، صفر و 1 (TAI = day 0) جهت تعیین نرخ تخمک¬گذاری و در روزهای 2 ± 30 جهت تعیین نرخ آبستنی به روش سونوگرافی معاینه شدند. همچنین جهت سنجش غلظت¬های پروژسترون، از ورید وداج همه¬ی دام¬ها نمونه¬های خون در روزهای 10-، 3-، 0، و 12 مطالعه اخذ گردید. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که تجویز hCG همراه با GnRH نخست برنامه¬ی آوسینک در گاوهای شیری شیرده موجب افزایش معنی¬دار نرخ¬های تخمک¬گذاری اول و دوم، میانگین قطر فولیکول غالب موج جدید فولیکولی در روز 1- و نرخ آبستنی در گاوهای شیری شیرده نمی¬شود. یکی از محدودیت¬های مطالعه¬ی حاضر، تعداد پایین دام¬ها در گروه¬های مورد مطالعه بود. بنابراین مطالعات بیشتری با استفاده از تعداد بزرگتری از گاوها می¬تواند نتایج دقیق¬تری را فراهم نماید.
لغات کلیدی: آوسینک، تلقیح در زمان معین، گاو شیری، نرخ آبستنی، نرخ تخمکگذاری، هورمون گنادوتروپین کوریونیک انسانی
-
بررسی اثر اسکولین بر رت های کولستاتیک مدل انسداد مجرای صفراوی: مطالعات هیستوپاتولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی
فرشاد زارع 1403چکیده
کلستاز یکی از بیماری های شایع متابولیک است. کلستاز ناشی از نقص عملکرد سلول کبدی و انسداد در مجاری صفراوی است. تجمع اسیدهای صفراوی باعث افزایش در تولید رادیکالهای آزاد اکسیژن در سلول های کبد و میتوکندری سلولها میشود. در نهایت، آسیب کبدی ناشی از کلستاز باعث تخریب ساختار بنیانی واحد عملکردی کبد شده و عملکرد کبد را مختل می کند. اسکولین یک مشتق کومارینی است که دارای اثرات آنتیاکسیدانی و ضد التهابی است که میتواند در درمان ضایعات کبدی ناشی از کلستاز مفید باشد. جهت ارزیابی اثر اسکولین بر درمان ضایعات کبد، فیبروز کبدی مدل BDL (Bile duct ligation) در 30 سر موش صحرایی ایجاد شد. 10 سر موش صحرایی نیز به عنوان گروه نرمال مورد استفاده قرار گرفتند. حیوانات کلستاتیک به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم خواهند شد؛ گروه کنترل کلستاز (بدون درمان)، گروه کلستاز درمان با اسکولین 20 میلیگرم/کیلوگرم و گروه کلستاز درمان با اسکولین 40 میلیگرم/کیلوگرم. موشهای گروه درمان، یک هفته پس از القا کولستاز تجربی، به مدت 2 هفته تحت درمان با اسکولین (گاواژ بصورت روزانه) قرار گرفتند. پس ار پایان آزمایش و اخذ خون، حیوانات آسانکشی شده و نمونههای بافت کبد برای مطالعات هیستوپاتولوژی، مولکولی (بیان ژنهای interleukin-1? (IL-1?)، Transforming growth factor-?1 (TGF-?1) و Tumor necrosis factor alpha (TNF-?)) و بیوشیمیایی (اندازهگیری هیدروکسی پرولین، پروتئین کربونیله، لیزیل اکسیداز بافتی، ظرفیت تام آنتی کسیدانی، مالون دی آلدئید، سوپراکسید دیسموتاز، میلوپراکسیداز و گلوتاتیون پراکسیداز) استفاده گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که اسکولین میتواند سطح آنزیمهای کبدی را در موش های مبتلا به کلستاز کنترل و مقادیر این آنزیم ها را نسبت به گروه کنترل BDL کاهش دهد. همچنین اسکولین سطح آلبومین و پروتئین تام را در گروههای درمانی نسبت به گروه کنترل BDL افزایش داد و باعث کاهش مقدار بیلیروبین تام شد. درمان با اسکولین تاثیر قابل توجهی بر کاهش استرس اکسیداتیو داشت، و باعث کاهش غلظت مالوندیآلدئید و پروتئین کربونیله در گروههای درمانی شد. همچنین اسکولین باعث کاهش مقدار هیدروکسی پرولین و گلیکوزآمینوگلیکانها و کاهش بیان ژنهای IL-1?، TGF-?1 و TNF-?در بافت کبد موشهای گروه درمان گردید. در مطالعات هیستوپاتولوژیک نیز اسکولین توانست ساختار بافت کبد را به طور قابلملاحظهایی بهبود دهد و باعث کاهش هیپرپلازی مجرای صفراوی، نکروز پارانشیم کبد و التهاب شود. بنابر این اسکولین دارای این پتانسیل است که به عنوان یک درمان دارویی جهت بهبود کلستاز مورد توجه قرار گیرد و در تحقیقات مشابه، جنبههای اثربخشی آن با جزییات یسشتری مورد بررسی قرار گیرد.
کلمات کلیدی: کلستاز، انسداد مجاری صفراوی، فیبروز کبدی، اسکولین
-
مطالعه ایمونوهیستوشیمی مارکرهای (VEGF و-Ki67) در رحم سگهای ماده اواریوهیسترکتومی شده
محمد طبرسی 1403 -
بررسی اثرات محافظتی سیرینجیک اسید بر آسیب بیضه ناشی از تجویز سیس¬پلاتین در موش صحرایی
ایمان احمدی زنجانی 1403چکیده
زمینه و هدف: سرطان یکی از چهار بیماری تهدیدکننده حیات در انسان است. یکی از روش های رایج درمان انواع سرطان، شیمیدرمانی میباشد. سیسپلاتین یکی از داروهای پرکاربرد مورد استفاده در شیمیدرمانی با مکانیسمهای اثر متنوع است. یکی از مکانیسمهای اثر رایج سیسپلاتین ، القاء استرس اکسیداتیو، آسیب سلولی و به دنبال آن، شروع فرآیند آپوپتوز در سلولهای تحت تاثیر این دارو میباشد. از آنجا که سیسپلاتین تقریبا به صورت غیر انتخابی عمل میکند؛ علاوه بر سلول های سرطانی، بر دیگر سلولهای طبیعی بدن نیز دارای اثرات سوء میباشد. سیرینجیکاسید یک ترکیب فنولی با خواص درمانی مختلف مثل خاصیت آنتیاکسیدانی است. با توجه به این که مطالعات گذشته اثر محافظتی سیرینجیکاسید بر استرس اکسیداتیو ناشی از تجویز سیسپلاتین را در بافتهای مختلف نظیر کبد، کلیه و تخمدان به اثبات رساندهاند؛ مطالعات اخیر با هدف بررسی اثرات محافظتی سیرینجیک اسید بر آسیب بیضه ناشی از تجویز سیسپلاتین در موش صحرایی، انجام شد.
روش کار: 35 سر موش صحرایی نر بالغ (300-270 گرم) نژاد ویستار به 5 گروه 7 تایی تقسیم شدند. 1- گروه دریافتکننده سرم فیزیولوژی، 2-گروه دریافتکننده سرم فیزیولوژی و سیسپلاتین، 3- گروه دریافتکننده ویتامین ث با دوز 150 mg/kg و سیسپلاتین، 4-گروه دریافتکننده سیرینجیک اسید با دوز 50 mg/kgو سیسپلاتین، 5- گروه دریافتکننده سیرینجیک اسید با دوز 100 mg/kgو سیسپلاتین. مدت زمان مطالعه 14 روز بوده و حیوانات سیرینجیک اسید و ویتامین ث را به صورت خوراکی و روزانه و همچنین سیسپلاتین را با دوز 7 mg/kgدر روز هشت مطالعه به صورت تزریق داخل صفاقی و تک دوز دریافت کردند. در پایان دوره درمانی، حیوانات پس از وزنکشی، آسانکشی شدند. پس از اخذ نمونه خون و برداشت بیضه، اندازه و وزن بیضهها ثبت شد. سطوح MDA،SOD و TAC در بافت بیضه، غلظت تستسترون خون و مقاطع هیستوپاتولوژی بافت بیضه با رنگآمیزی H&E انجام گرفت. دادهها با آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی Tukey تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که سطوح بافتی SOD و TAC در گروه سیسپلاتین به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل منفی بود (P<0.05). افزایش معنیداری در این پارامتر ها در گروه های ویتامین ث و سیرنجیکاسید با دوز های 50, 100 mg/kg نسبت به گروه سیسپلاتین مشاهده گردید (P<0.05). در گروه سیسپلاتین افزایش معنیداری در میزان MDA نسبت به گروه کنترل منفی وجود داشت (P<0.05). مقدار این فاکتور در گروه های ویتامین ث و سیرینجیک اسید با دوز های 50, 100 mg/kg نسبت به گروه سیسپلاتین کاهش معنیداری را نشان داد (P<0.05). همچنین سطح سرمی تستسترون در گروه سیسپلاتین به طور معنیداری نسبت به گروه کنترل منفی کمتر بود (P<0.05). افزایش معنیداری در مقدار این هورمون در گروه های ویتامین ث و سیرینجیک اسید با دوز50, 100 mg/kg نسبت به گروه سیسپلاتین ثبت گردید (P<0.05). با تجویز سیسپلاتین وزن و اندازه بیضه بهطور معنیداری نسبت به گروه کنترل منفی، کاهش یافت (P<0.05). در حالی که تجویز ویتامین ث و سیرینجیک اسید با دوز 50, 100 mg/kg توانست به طور معنیداری این متغیرها را نسبت به گروه سیسپلاتین، افزایش دهد (P<0.05). علاوه بر این، براساس بررسی مقاطع هیستوپاتولوژی بافت بیضه در گروههای مختلف، تجویز ویتامین ث و سیرینجیک اسید با دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم توانست میزان سلامت لولههای سمینیفر و تراکم سلول های لیدیگ را نسبت به گروه سیسپلاتین بهبود بخشد ولی میزان بهبود پارامترهای هیستوپاتولوژی بافت بیضه در گروه دریافت کننده سیرینجیک اسید با دوز 100 mg/kgبیش از دیگر گروه ها نسبت به گروه سیسپلاتین مشاهده شد.
نتیجهگیری: سیرینجیک اسید احتمالا دارای اثرات محافظتی در برابر آسیب بیضه ناشی از تجویز سیسپلاتین است.
کلیدواژه: سیرینجیک اسید، سیسپلاتین، بیضه، موش صحرایی، آنتی اکسیدان، شیمی درمانی
-
بررسی اثرات عصاره گیاه گلپر بر روی زخم معده القا شده توسط اتانول در موش صحرایی
امیرحسین ملکی نسب 1402امروزه گرایش به استفاده از گیاهان دارویی جهت ترمیم زخمهای گوارشی بیشتر شده است. گیاه گلپر بهطورسنتی در درمان مشکلات گوارشی استفاده میشود. بخشهای مختلف گیاه گلپر حاوی متابولیتهای ثانویه فراوانی نظیر فلاونوئید، آلکالوئید، ... و فورانوکومارینها میباشد. به دلیل ظرفیت آنتی اکسیدانی بالا، اجزای موثره فراوان، و نیز استفاده از این گیاه در طب سنتی جهت رفع مشکلات گوارشی، احتمال اثر بخشی این ترکیب بر روی محافظت از زخم معده وجود داشته باشد. بنابراین در این مطالعه اثر عصاره هیدرواتانولی گیاه گلپر را بر زخم معده ناشی از اتانول در موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه از 49 سر موش صحرایی استفاده شد. حیوانات به صورت تصادفی به 7 گروه تقسیم شد و به مدت 14 روز بهصورت ذیل تحت تیمار قرار گرفتند: کنترل منفی (سرم فیزیولوژی)، کنترل مثبت (سرم فیزیولوژِی)، کنترل مقایسهای (امپرازول)، کنترل آنتیاکسیدان (ویتامین C) و تیمار 1، 2 و 3 (عصاره گیاه گلپر با دوزهای 50، 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم). ضمنا تمامی گروهها بهجز کنترل منفی در روز 15م اتانول مطلق دریافت کردند و 4 ساعت بعد آسانکشی شدند و از معدهآنها جهت آزمونهای هیستوپاتولوژی و بیوشیمیایی نمونهگیری انجام شد. نتایج نشان داد که درمان با عصاره گلپر باعث کاهش قابل توجهی در ایجاد زخم معده در مقایسه با گروه کنترل شد که در بین گروه های تیمار شده عصاره با دوز mg/kg100 بیشترین اثر مهار کنندگی زخم معده را داشت. علاوه بر این، کاهش ناحیه زخم، کاهش نکروز در قسمت یکسوم قدامی، کاهش یا فقدان ادم زیرمخاطی و نفوذ سلولهای التهابی و احتقان یا خونریزی خفیف تا متوسط در گروههای تیمار نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید. در بررسی فاکتور های استرس اکسیداتیو درمان با عصاره گلپر موجب افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام، کاهش وضعیت اکسیدانی تام و کاهش میزان مالوندیآلدئید شد. نتایج این مطالعه نشان داد که درمان با عصاره گلپر بویژه عصاره با دوز mg/kg100 اثر محافظتی معنی در برابر ایجاد زخم معده دارد. ویژگی اثر محافظتی عصاره گلپر بر روی زخم معده میتواند بخاطر فعالیت ضدالتهابی، آنتیاکسیدانی، ضد باکتریایی و تعدیلکننده سیستم ایمنی باشد.
کلیدواژه: عصاره گلپر، زخم معده، موش صحرایی
-
مقایسه اثردرمانی سلول های بنیادی مزانشیمی استخراج شده از چادرینه با اسید هیالورونیک در استئوآرتریت تجربی در مدل حیوانی خرگوش
رضا یاوری 1402استئوآرتریت یکی از شایعترین مشکلات اسکلتی است که میلیونها نفر در سراسر جهان را درگیر نموده و شرایط زندگی را برای این افراد سخت کردهاست. روشهای بسیاری جهت القای استئوآرتریت در تحقیقات مختلف وجود داردکه به دو دستهی کلی مکانیکی و شیمیایی تقسیم میشوند. روش مکانیکی شامل روشهای جراحی میباشد. ازجمله انواع مدلهای جراحی، شامل منیسکتومی[1] جزئی یا کامل، بی ثباتسازی منیسک داخلی، پارگی منیسک، قطع رباط صلیبی قدامی (ACL)[2] ، یا قطع رباط صلیبی خلفی[3]، قطع رباط جانبی داخلی و/یا خارجی[4]، ایجاد نقیصه غضروفی[5] واستئوتومی[6] میباشد. در بین روشهای مکانیکی، قطع رباط صلیبی قدامی، یکی از روشهای رایج برای ایجاد استئوآرتریت میباشد. سلولهای بنیادی مزانشیمی [7](MSCs) سلولهای پیشساز غیر خونساز هستند که میتوانند به بافت های مختلفی ازجمله غضروف، استئوسیت و سلولهای چربی تمایز یابند. سلولهای بنیادی با همکاری هم، عوامل تغذیهای، عروقی وسرکوب کنندهی ایمنی ترشح میکنند که اثر پاراکراینی بر سلول های ساکن بافت [8](TRC) دارند. سلولهای بنیادی مزانشیمی به طور معمول از مغز استخوان به دست میآیند ولی با دانش امروزی این سلولها را میتوان از بافت های مختلفی مانند ماهیچه اسکلتی، غشای سینوویال و بافت چربی جدا کرد. به تازگی دریافته اند که استخراج کردن سلول های بنیادی از بافت چربی به دلیل تهاجم و خطر کمتر مناسب تر است. در حیوانات بالغ بافت چربی بیشتر درناحیه بازو، ران، قسمت زیر جلدی شکم، اومنتوم، وچربی اطراف اندام های احشایی مانند کلیه و کبد انباشته میشود. میزان چربی بدن به وضعیت بدنی(چاقی/لاغری) حیوان ویا انسان بستگی دارد ولی میزان اومنتوم دارای مقدار ثابتی است. همچنین میزان دسترسی به بافت اومنتوم نسبت به سایر بافت ها
-
اثر تزریق داخل بطن مغزی (ICV) آدروپین و تداخل آن با گیرنده های نوروپپتید Y (NPY) و ملانوکورتینی در تنظیم مرکزی اخذ غذا در جوجه های گوشتی
گل آذین گروسی 1402 -
بررسی اثرات عصاره هیدرواتانولی گلپر (Heracleum persicum) بر ترمیم زخم پوستی تجربی در موش صحرایی
علی داودی 1402 -
مطالعه مولکولی و پاتولوژیک پاروویروس سگسانان در سگهای مبتلا به گاستروانتریت در شهر کرمانشاه
علی محمدی حسینی 1402چکیده
پاروویروس سگسانان یکی از عوامل مهم مرگ و میر توله سگها خصوصا در سن 6 هفتگی تا 6 ماهگی و با شیوع بالا میباشد. این ویروس شایعترین عامل بروز گاستروانتریت هموراژیک در بین جمعیت سگها است. از زمان ظهور اولیه جهانی پاروویروس سگسانان نوع 2 (CPV-2) در سال 1978، این ویروس دستخوش تکامل و جهش سریع در طی زمانی کوتاه شده است. در نتیجه، CVP-2 اصلی در اوایل دهه 80 میلادی، با سویههای تازه پدید آمده به نام های CPV-2a و CPV-2b جایگزین شده است. اخیراً سومین زیرگروه آنتی ژنی، بنام CPV-2c در چندین کشور پدید آمده است. در سالهای اخیر سویه CPV-2c نیز در ایران گزارش شده است. با توجه به اینکه مطالعه مولکولی بر روی سویههای شایع در سطح شهر کرمانشاه انجام نگرفته است، از این رو در این مطالعه تلاش شد تا سویههای شایع ویروس در بین 60 قلاده از سگهای ارجاعی به کلینیکهای دامپزشکی سطح شهر کرمانشاه تعیین شده و علاوه بر آن علائم بالینی و پیش آگهی بیماران بر اساس سویه آلوده کننده مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد و همیچنین مطالعه پاتولوژیک بر روی تولههای تلف شده نیز انجام گرفت تا شدت بیماریزایی سویههای مختلف این ویروس نیز مقایسه شود. در این مطالعه جهت تعیین سویههای پاروویروس سگسانان از روش ARMS-PCR استفاده شد.
بر اساس نتایج حاصل از آزمایش ARMS-PCR از 60 قلاده نمونه برداری شده، 56 نمونه از نظر حضور پاروویروس سگسانان مثبت شدند. 2 قلاده از 56 قلاده (%3) سگهای بیمار سویه 2a، 29 قلاده (%52) سویه 2b و 25 قلاده (%45) به سویه 2c آلوده بودند.
در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سویه آلوده کننده و بروز علائم بالینی خاص یافت نشد.اما از سوی دیگر عدم انجام واکسیناسیون و افزایش میزان مرگ و میر مبتلایان به پاروویروس سگسانان ارتباط معنیدار مشاهده شد (P<0.05). همچنین مواردی از شکست در واکسیناسیون و ابتلای سگها به این بیماری با سویه cpv-2c با سن بالاتر از 1 سال و با واکسیناسیون کامل مشاهده شد.
یافتههای میکروسکوپیک وجود انتریت فیبرینونکروتیک و میوکاردیت را در حیوانات تلف شده به همراه وجود گنجیدگیهای داخل هستهای، حضور ویروس در سلولهای آلوده نشان داد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل شده از این مطالعه سویه CPV-2b به عنوان سویه غالب در گردش در کرمانشاه شناسایی شد. همچنین مشاهده آمار بالای مبتلایان به سویه جدید CPV-2c بسیار قابل توجه میباشد. از این رو نظارت مستمر و تعیین خصوصیات مولکولی ویروس CPV-2 نه تنها برای شناسایی تغییرات احتمالی ژنتیکی و آنتی ژنی که ممکن است با اثربخشی واکسنها تداخل داشته باشد، بلکه برای درک بهتر مکانیسمهای تکامل CPV-2 و محافظت سگها در برابر این بیماری کشنده در ایران ضروری است.
-
بررسی مسیر اتوفاژی با واسطه سیرتونین1 (SIRT1) متعاقب تجویز اسید رتینوئیک در رده سلول های روده ای
محسن رضائی 1401 -
بررسی سرولوژیک، پاتولوژیک و مولکولی بروز بیماری نیوکاسل در جوجههای گوشتی ارجاعی به کلینیکهای دامپزشکی شهرستان کرمانشاه
افروز چهارآئین 1401 -
سنتز نانوکامپوزیت حاوی نانوذره نقره حاصل از گیاه خوشاریزه و بررسی خواص بیولوژیکی آن برای ترمیم زخم
طاهره شیخی 1401 -
بررسی پتانسیل درمانی پلاسمای غنی از پلاکت و ملاتونین در ایجاد عروق جدید پیوند پوستی در سوختگی تمام ضخامت پوست خرگوش
سنا سعادت 1401 -
بررسی تاثیر سینرژیسم عصاره هیدروالکی گیاه تشنه داری و واکسن نیوکاسل سویه ی لاسوتا در جوجه های گوشتی:یک رهیافت ایمونوهیستوهماتولوژی
عاطفه نیک قلب 1401 -
تغییرات پروتئینهای فاز حاد و نشانگرهای استرس اکسیداتیو حین بیهوشی با پروپوفول و بازگشت از بیهوشی متعاقب تجویز آمینوفیلین در عمل اخته ی سگ های نر
عارف قشقائی 1401 -
تحلیل اقلیم شناسی و پراکندگی مکانی کیست هیداتید در استان کرمانشاه با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)
تورج خنجری 1401 -
بررسی اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی بابونه دربرابر عفونت کریپتوسپوردیوم پارووم در موش های مبتلا به سرکوب سیستم ایمنی
کوشا کیانی 1401 -
مطالعه بافت شناسی معده خارپشت سینه سفید جنوبی (Erinaceus concolor) در سطح میکروسکوپ نوری و الکترونی یک رهیافت هیستوشیمی و ایمونو هیستوشیمی
مریم الماسی 1401 -
بررسی تاثیر داروی شیمی درمانی وین کریستین بر فشار داخلی چشم و فاکتورهای استرس اکسیداتیو در اشک سگ های مبتلا به تومور مقاربتی قابل انتقال
غزل کیوان فرد 1400 -
بررسی شیوع و ردیابی مولکولی گونه های هابرونما در هابرونمیازیس چشمی اسب های شهرستان کرمانشاه
محمدمهدی عبدالهی 1400چکیده بیماری هابرونمیازیس در اسب ها توسط گونه های انگل نماتود هابرونما بروز پیدا کرده و توسط ناقلین حشره از جمله مهمترین آنها مگس های موسکا دامستیکا و استوموکسیس کلسیترانس انتقال می یابد. اهمیت بیماری های انتشار یابنده از طریق ناقلین بندپا و کم توجهی مراکز مهم پرورش و نگهداری اسب نسبت به این بیماری و به ویژه اهمیت بهداشتی و اقتصادی آن باعث شد که برآن شویم تا با روش تشخیص قطعی از طریق ردیابی مولکولی این انگل و محاسبه شیوع گونه های آن در مراکز مهم پرورشی و سوارکاری اسب در سطح شهرستان کرمانشاه برآورد قابل استنادی را به دست آوریم. این مطالعه در یک محدوده ی 14 ماهه با تحت نظر گرفتن 41 کانون (باشگاه های سوارکاری، فارم های پرورش و اصطبل های شخصی) و جمعیتی معادل با 385 راس اسب صورت پذیرفت. از میان این جمعیت، با توجه به تاریخچه ی بیماری و چهره ی بالینی هابرونمیازیس چشمی در اسب، تعداد 28 راس اسب مشکوک شناسایی و تحت یک جامعه ی کوچکتر به نام جامعه ی هدف تعریف شده که برای شناسایی انگل اسب های مبتلا با ردیابی ژنوم هابرونما از طریق روش ریل تایم پی سی آر، تحت نمونه برداری از بافت ملتحمه ی درگیر و ناقلین محل زندگی قرار گرفتند. پس از فرآیند تست مولکولی و تحلیل داده ها به روش آماری، 75% از اسب های مشکوک مثبت اعلام شدند که 61.9% آنها را جنس نر و 38.1% را جنس ماده تشکیل می داند. همچنین از لحاظ ارتباط بیماری با سن اسب ها، فصل رخداد بیماری، نژاد و رنگ پوشش بدن، بررسی معناداری صورت گرفت که نشان دهنده ی این بود بخش اعظم مبتلایان در حدود 80.95% از نژاد اسب کرد و 42.85% را اسب هایی با صفت رنگ کرنگ تشکیل می دادند. محدوده سنی زیر 5 سال بیشترین میزان ابتلا را داشته و شیوع بیماری در فصل تابستان و پس از آن در پاییز در اوج خود بوده است. نمونه های ناقلینی که از محل زندگی موارد مشکوک تحت نمونه برداری (جامعه ی هدف) تست شدند بیانگر وجود لارو انگل هابرونما در 92.85% مکان های مشکوک هدف مطالعه بودند که در مکان های اسب های هدف هابرونما مثبت، در 100% مکان ها لاروهابرونما شناسایی شد. از لحاظ تفکیک گونه ای، در بررسی مولکولی کل نمونه های جمعیت هدف هابرونما مثبت، 92.85% گونه ی هابرونما موسکه و 7.15% هابرونما میکروستوما گزارش شد. برنامه های درمان ضد انگلی مدون و اصولی، رعایت بهداشت بستر اصطبل و جلوگیری از مکان های جذب ناقلین بندپا در اسب داری ها و نهایتاً پیشگیری و مدیریت درمانی زخم های ملتحمه ای می تواند به کاهش وقوع بیماری بیانجامد.
-
بررسی حضور باکتری کوکسیلا پورنتی در شیر خام گله های گوسفند و بز استان کرمانشاه
پویا زید عبدی 1400 -
بررسی مقایسه ای تغییرات بافت پوششی واژن قدامی در طی چرخه فحلی و اوایل دوره ی آبستنی در میش های نژاد سنجابی
مسعود حقی قبادی 1400هدف از این مطالعه بررسی الگوی تغییرات در سلولهای پوششی واژن و غلظتهای پروژسترون و استروژن سرم در طی چرخ? فحلی و اوایل آبستنی در میشهای سنجابی چند شکم زایش بود. میشها (n=20) که در روزهای 45 تا 60 پس از زایش خود قرار داشتند با تجویز داخل عضلانی GnRH (روز صفر)- PGF2?+ hCG (روز 7) و کارگذاری یک دستگاه داخل واژنی آزادکنند? پروژسترون (CIDR) (روزهای 7-0) همزمانسازی شدند. در روز 7، میشها به چهار قوچ بارور معرفی شدند و برای رفتار فحلی تحت نظر قرار گرفتند. به محض مشاهد? نشانیهای فحلی، میشها (n=14) بطور تصادفی به گروههای مطالعه اختصاص داده شدند: 1) گروه آبستن (n=9): به این میشها اجاز? جفتگیری داده شد، سپس جدا و در یک مکان جداگانه نگهداری شدند. 2) گروه غیر آبستن (n=5): به این میشها اجاز? جفتگیری داده نشد و بلافاصله بعد از این که در فحلی مشاهده شدند از قوچها جدا شدند. از روز نخست بروز نشانیهای فحلی (روز صفر) تا روز 20، نمونههای مخاطی روزانه از واژن قدامی تمام میشها با استفاده از یک سوآب پنبهای اخذ گردید و سه اسمیر از هر نمونه تهیه شد. اسمیرها با استفاده از رنگآمیزی گیمسا رنگآمیزی شدند و زیر میکروسکوپ نوری (عدسی x40) جهت شمارش انواع سلولها مورد مطالعه قرار گرفتند. درصد هر نوع سلول به صورت تعداد نوع سلول مربوط? شمارششده در 10 میدان میکروسکوپی تقسیم بر تعداد کل تمام انواع سلولها محاسبه گردید. نمونههای خون از ورید وداج تمام دامها جهت تعیین تغییرات در غلظتهای سرمی پروژسترون و استروژن در طی 20 روز نخست بعد از شناسایی فحلی در لولههای پلاستیکی بدون ماد? ضد انعقادی یک روز در میان با شروع از روز صفر اخذ گردیدند و ظرف یک ساعت به آزمایشگاه انتقال داده شدند. سرم بعد از سانتریفیوژ (دور 3000 در دقیقه به مدت 15 دقیقه) جدا و در دمای ?C 20- تا سنجش هورمونی به روش ELISA ذخیره گردید. تشخیص آبستنی در گروه آبستن 35 روز بعد از جفتگیری با استفاده از سونوگرافی از طریق راستروده انجام شد و میشهای آبستن (n=5) به عنوان گروه آبستن تعیین شدند، در حالی که میشهایی که آبستن نبودند، از مطالعه حذف شدند. نتایج هیچ اختلاف معنیداری را در درصد هر نوع سلول بین دو گروه در مرحلههای استروس و متاستروس نشان نداد. در این مرحلهها، بیشترین و کمترین درصد سلولها به ترتیب سلولهای سطحی و پارابازال بودند. در دایاستروس، نوتروفیلها و سلولهای شاخیشده به ترتیب در میشهای آبستن و غیر آبستن بیشتر از همه بودند. در این مرحله، درصد سلولهای سطحی یک کاهش قابل توجه را در هر دو گروه آبستن و غیر آبستن نشان داد. تعداد سلولهای بینابینی در گروه غیر آبستن کاهش یافت اما همزمان، این تعداد سلولها در گروه آبستن ثابت بود. سلولهای پارابازل کمترین جمعیت سلولی در هر دو گروه بودند. در 4 روز آخر نمونهگیری، نوتروفیلها بیشترین سلولها در گروه آبستن بودند، در حالی که سلولهای سطحی در گروه غیر آبستن بیشترین بودند. در این مرحله، نوتروفیلها یک کاهش قابل ملاحظه را در گروه غیر آبستن نشان دادند، اما تعداد سلولهای پارابازال و بینابینی بطور قابل توجهی افزایش یافتند. در روز صفر، غلظتهای سرمی پروژسترون در هر دو گروه ng/ml <1 بودند. این غلظتها سپس افزایش پیدا کردند تا به مقادیر حداکثر خود برسند. غلظتهای حداکثر پروژسترون در گروه آبستن تا روز 20 حفظ شد، اما در گروه غیر آبستن، این غلظتها از روز 16 شروع به کاهش یافتن کردند و در روز 18 تا 20 به ng/ml <1 رسیدند. بیشترین مقادیر استروژن در هر دو گروه در روز صفر مشاهده شد، سپس به pg/ml <2 رسیدند و در گروه آبستن در این سطح تا پایان دوره باقی ماندند، در حالی که در گروه غیر آبستن، مجدداً به مقادیر حداکثر در روز 18 باز گشتند. در خاتمه، نتایج مطالع? حاضر نشان داد که سلولشناسی واژنی میتواند به عنوان یک ابزار سودمند در ارزیابی ویژگیهای هورمونی و فیزیولوژیکی سیستم تولید مثلی میشها مورد استفاده قرار گیرد و بنابراین یک درک دقیقتری از فیزیولوژی چرخ? فحلی و اوایل آبستنی در میشها فراهم نماید، که میتواند جهت بهبود مدیریت تولید مثل مورد استفاده قرار گیرد.
-
ارزیابی آنزیم های آنتی اکسیدان و بیان ژن TRPC6 در گلبولهای قرمز موشهای صحرایی پس از تجویز 5- فلوروراسیل
نریمان حسین تبارکراتی 1400یکی از داروهای مرسوم در شیمیدرمانی برای بیماران مبتلا به سرطان کولون طی چندین سال گذشته 5-فلورواوراسیل میباشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی آنزیمهای آنتیاکسیدانی و بیان ژن TRPC6 در گلبولهای قرمز موشهای صحرایی پس از تجویز 5-فلورواوراسیل میباشد تا بتوان روش مناسبی برای کاهش اثرات مضر این دارو بر فاکتورهای خونی پیدا کرد. بدین منظور 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزنی 210 گرم در چهار گروه دوز Low، Medium، High و کنترل تقسیمبندی شده و داروی 5-FU به ترتیب در گروههای تیماری 10، 50 و 100 میلیگرم به ازای هرکیلوگرم از وزن بدن و در گروه کنترل به همان اندازه نرمال سالین روزانه یک مرتبه به صورت داخل صفاقی به آنها تزریق شد. علائم بالینی در طی تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و پس از پایان دوره 5 روزه تمامی آنها توزین شده و خونگیری از قلب صورت گرفته و سرم و RBC جهت ارزیابی پارامترهای خونشناسی، شاخصهای استرساکسیداتیو و بیان ژن مورد نظر به آزمایشگاه منتقل شدند. آنالیز آماری دادهها با استفاده از نرم افزار گرافپدپریسم ورژن ? انجام شد. داده های حاصل بصورت میانگین ± انحراف معیار بیان شدند و توسط آزمون آنالیز واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و برای ارزیابی اختلاف معنیدار بین گروهها از آزمون تعقیبی Tukey استفاده شد و سطح معنیداری اختلافات (P<0.05) در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در دو گروه دوز بالا و متوسط کاهش وزن معنیداری وجود دارد. سطح هماتوکریت و RBC به غیر از گروه دوز کم نسبت به گروه شاهد کاهش معنیداری داشت. میزان گلبول سفید، نوتروفیل، لنفوسیت و پلاکت افزایش معنیداری نسبت به گروه کنترل نشان دادند.تغییرات در سطح هموگلوبین بیمعنی بود ولی در همه گروههای تیماری سطح مالوندیآلدئید (MDA)، وضعیت تام اکسیدانی (TOS) و اندیس استرس اکسیداتیو (OSI) به جز شاخص استرساکسیداتیو گروه دوز متوسط سرم، نسبت به گروه شاهد افزایش معنیداری داشته و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام (TAC) به غیر از گروه دوز متوسط سرم در بقیه گروهها کاهش معنیداری یافت.سطح آنزیمهای گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) و سوپراکسیدادیسموتاز (SOD) در RBC در همه گروهای تیماری کاهش معنیداری داشتند.میزان آنزیم نیتریکاکساید در نمونه سرمی در دوز متوسط افزایش معنیداری داشت و در نمونه RBC در دو دوز پایین و بالا افزایش معنیداری نشان داد. همچنین در بررسی بیان ژن TRPC6 میزان بیان این ژن در دوزهای بالا و متوسط به طور معنیداری افزایش یافت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تجویز داروی 5-FU در درمان سرطان میتواند باعث ایجاد استرساکسیداتیو در گلبولقرمز شده و همین استرساکسیداتیو میزان بیان ژن TRPC6 را در غشا اریتروسیتها افزایش داده و در ادامه باعث ایجاد آپوپتوز در آنها شود. بنابراین پیشنهاد میشود پزشکان و دامپزشکان در تجویز ایندارو برای بیماران با مشکلات خونی و کم خونی دقت لازم را داشته باشند.
-
کاربرد اسانس نعناع و نانواکسید منیزیم نانوانکپسوله در نانوفیبر سدیم کازئینات - ژلاتین بر ویژگی های شیمیایی، میکروبی و حسی فیله ماهی قزل آلا
مبینا اقبالیان 1400 -
بررسی اثر سدیم آلژینات بر سمیت بیضه ناشی از مصرف بلومایسین. اتوپوزاید و سیس پلاتین (رژیم شیمی درمانی BEP) در موش های صحرایی نر
محمد ارشیا هاشمیان 1400 -
مطالعه اثر سن، جنس،نژاد و نحوه نگهداری بر ضایعات سم گوسفندان حومه شهر کرمانشاه
شاهین اسدی 1400 -
مقایسه اثر سمیت سلولی عصاره هلیله سیاه روی سلولهای سرطانی در محیط های کشت مرسوم و سه بعدی
علی بهنود 1399 -
مطالعه تتثیر استرس اکسیداتیو و پاتولوژیک نانو ذره Zr-tio2 بر روی کلیه موش سوری نر
فاطمه کوثری راد 1399 -
بررسی تاثیرات استرس اکسیداتیوو پاتولوژیک نانو ذره zr-Tio2 بر روی کبد موش سوری نر
روژین عباسی 1399 -
بررسی اثر عصاره کبابه چینی(Cubba piper) روی تکثیر سلولهای سرطانی MCf-7
فرهنگ تفرجی کسمائی 1399 -
بررسی آگاهی.نگرش و عملکرد دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرستان کرمانشاه در ارتباط با بهداشت و ایمنی مواد غذایی
صلاح غریبی 1399 -
بررسی شیوع هیستوپاتولوژی و ردیابی مولکولی زخم تابستانه ناشی از هابرونما در اسبهای شهرستان کرمانشاه
علیرضا افسریان 1399 -
اثر محافظتی ملاتونین بر آسیب بیضه ای ناشی از تجویز بلئومایسین. اتوپوزید و سیس پلاتین در موشهای صحرایی
مجتبی مرادی 1399 -
اثر حافظتی عصاره هیدروالکی خرمای اشرسی بر روی سمیت بیضه در موش های صحرایی دیابتی شده با با استرپتوزوتوسین
مرتضی حسینی پور 1398 -
بررسی اثرات ضد کوکسیدیایی عصاره سیلی مارین(Silybum marianum) علیه عفونت تجربی ایمریا تنلا در ماکیان گوشتی: مطالعات انگلشناسی و آسیب شناسی
محمدرضا پیریائی 1398 -
جلوگیری از کاهش سطح سرمی اینترلوکین 2، فاکتور نکروز تومور آلفا و اینترفرون ایمن توسط پروپرانولول به عنوان یک داروی آنتاگونیست غیر اختصاصی گیرنده بتا در جراحی انتخابی موش های رت
میلاد آذرهوش شلمانی 1397 -
بررسی بیان و اهمیت ژن FoxM1 در بیماران سرطان پستان و ارتباط آن با سطح بیان miR-216b
ندا منبری 1397 -
بررسی سمیت حاد و تحت مزمن عصاره ی هیدرو الکلی اندام هوایی گیاه غازیاقی (falcaria vulgaris) درموش صحرایی نژاد ویستار: رویکرد توکسیکوپاتولوژیک
مرجان معینی آریا 1397بررسی سمیت حاد و تحت مزمن عصاره ی هیدرو الکلی اندام هوایی گیاه غازیاقی (falcaria vulgaris) درموش صحرایی نژاد ویستار: رویکرد توکسیکوپاتولوژیک
-
تاثیر والزارتان و کاپتوپریل بر میزان تولید رادیکالهای آزاد نیتروکسید، آنزیم آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز(GPx)، سوپراکسیددیسموتاز(SOD)، مالون دی آلدئید(MDA) و میزان ظرفیت تام آنتی اکسیدانی(TAC) در زخم های پوستی القا شده
سینا سیاه بانی 1397 -
بررسی تاثیرات درمانی عصاره هیدروالکلی گیاه چویر Ferulago angulata بر کولیت اولسراتیو در موش صحرایی
فاطمه فرزائی 1396 -
بررسی شیوع و ضایعات پاتولوژیک ناشی از هیپودرما در بزهای کشتار شده در کشتارگاه صنعتی کرمانشاه
جواد شریفی سلامی 1396 -
بررسی اثر محافظتی و آنتی اکسیدانی ژل رویال (royal jelly) بر زخم معده ناشی از اتانول در موش صحرایی
چنور پورشامحمد 1396 -
شیوع مشکلات دندانی در گوسفندان کشتار شده در کشتارگاه کرمانشاه
سامان امجدیان 1396 -
پایش باقی¬مانده¬های تتراسیکلین¬ در مواد غذایی با منشاء دامی: مقایسه بین تکنیک¬های¬آنالیزی مختلف، استفاده از پلی پیرول به عنوان ماده جاذب موثر در تخلیص نمونه¬ها و بهینه سازی پارامترهای مختلف در استخراج آنالیت از ماتریکس¬های غدایی مختلف
کیومرث بهمنی 1396 -
بررسی اثرات ژل رویال بر تشنج تجربی القاء شده توسط پنتیلن تترازول در موشهای صحرایی
کیارش اسکندری 1396 -
مقایسه ویژگی های میکروبی، شیمیایی و حسی فیله ماهی کپور نقره ای عمل آوری شده حاوی اسانس کاکوتی، عصاره اتانولی پوست سیب قرمز و نانو ذرات اکسید روی .با استفاده از سه تکنیک اضافه کردن مستقیم، پوشش خوراکی و فیلم زیست تخریب پذیر سدیم کربوکسی متیل سلولز- سدیم آلژینات.
فاطمه رضائی 1396
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تاثیر عصاره گیاهان دارویی آلیوم پوروم، آلیوم ایرانیکوم و آلیوم اریوفیلوم بر روی باکتری های بیماریزای استافیلوکوکوس آورئوس و، باسیلوس سرئوس
لیث جاسم محمد 1396 -
اثرات پیشگیرانه و درمانی عصاره ی گل سیر و سولغات روی بر مقدار سرمی هورمونهای محورهیپوفیز- گناد در موشهای نر دیابتی شده با استرپتوزوتوسین
سبا تنهادوتپه 1393

